تبلیغات
وبلاگ کتاب و کتابخوانی



نویسنده:
 مریم محبی


معنای حقیقی « داستان» چیست؟ 

یك داستان تركیبی از لغات و تصوراتی است كه به باز آفرینی زندگی در قالب قهرمانان و حوادث در ذهن خواننده می پردازد . در اینجا نحوه توصیف و مرتب كردن رویدادها، پیامدها و انگاره های موجود در كتاب- كه نگارنده به واسطه آنها حس كنجكاوی خواننده را بر می انگیرد- مطرح خواهد شد: هر نویسنده برای تثبیت علاقه مخاطب جهت تداوم مطالعه در اثرش راهكارهایی برای ارضای برخی از نیازهای بشری، ( احساس عشق، توانایی تغییر سرنوشت خویش، قدرت جبران اشتباهات گذشته، چیره شدن بر موانع، كشف معنا و هدف زندگی و...) ارائه می كند و همواره پیامد داستان را با توجه به ویژگیهای اختصاصی خواننده گان خویش تنظیم می نماید. 
لیكن فراموش نكنید علت اصلی توجه بیش از حد مؤلفان به خواسته های مخاطبا نشان است كه خوانندگان نكته بین آنها از طریق تجربیات حاصل از حوادث كتابی كه می خوانند، معنای « زندگی» و « حقیقت» را بیش از پیش درك نموده و حتی مسیر زندگی خود را به سمت آنچه از مطالعه یك كتاب عبرت آموز دریافته اند، سوق می دهند . اگر چه پایان هر داستان و سرنوشت نهایی شخصیت های آن گاهی تاثیرات عمیقی بر روحیات مخاطبان بر جای می گذارند، اما همیشه ثبات و امنیت را برای وی به ارمغان نمی آورند. به همین جهت نویسندگان موظفند كه پس از پایان بندی قصه خویش اثر را از یك غربال منطقی عبور دهند. 
در ابتدای آفرینش هر كتاب ، نگارنده به طور نا خود آگاه دو نوع تمركز داخلی و خارجی را در اثر خویش به كار می گیرد. توجهات بیرونی وی بر چگونگی جذب مخاطب توسط انتخاب موضوع چشمگیر، حوادث و قهر مانان داستان، است و تمركز داخلی بر مجموعه دستور العمل ها و اصول داستان معطوف است. درك خواسته مخاطب از سوی مؤلف، انتقال تجربیات گوناگون را از انواع ارزش های بشری مانند: دلاوری، رستگاری، تجدید حیات و نوسازی، چیرگی بر ظلم و تعدی و... تسهیل می بخشد. 


بدین جهت اثراتی كه هیچ نتیجه ای را در ذهن خواننده نمی پرورانند، هرگز در فرآیند درونی كردن اهداف و پیام هایشان در وجود مخاطب موفق نخواهند بود. هر نویسنده برای فهم چگونگی وصف حوادث بهترین شكل آن، پیش از هر چیز باید مفهوم « زمان» را در جریان داستان در نظر بگیرد و به خاطر داشته باشد كه اكثر انسانها بدون اینكه دست به انتخاب بزنند، مسیر زندگی خویش را طی مدتی طولانی می پیمایند. اما در قالب داستان، انتخاب لحظه ها بر حسب اینكه در كجا نمایشی و چشمگیرتر به نظر می رسند، به عهده مؤلف می باشد و او باید به تلافی نا توانی حق انتخاب انسان ها در زندگی حقیقی، احساس گزینش را به آنها انتقال دهد و بدین وسیله نیاز به استقلال طلبی بشررا بر طرف كند.
علاوه بر این توجه به نقش« قهرمان» داستان نیز در راضی نگه داشتن مخاطبان مؤثر خواهد بود. چرا كه پیامد اعمال شخصیت های داستان نیز حول محور برخی از نیازهای بشر دور می زند . برای نمونه هر نگارنده قادر است به واسطه اعمال و افكار قهرمانان داستان خویش احساسات خوانند گان را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار دهد. سومین مقوله حائز اهمیت موضوع و هسته یا همان « طرح اصلی كتاب» است كه از طریق آن می توان موانعی در جای جای قصه ایجاد كرد و در درجه هیجان حاكم بر اثر را افزایش داد. 


پس از در نظر گرفتن موارد مذكور، نویسنده باید تدریجا به تعدیل موانع برای رسیدن به انتهای قصه پرداخته و اراده و قدرت شخصیت ها را جهت پشت سر گذاشتن مشكلات افزایش دهد تا تناقضات داستان نیز به نحوی نامحسوس بر طرف شوند. پس از درك ماهیت داستان، هر فرد در میابد كه مفاهیم « زمان» ، « طرح» و « قهرمان» در كتاب، هر یك معنای متفاوتی دارند و نقش ویژه ای را در آفرینش یك اثر ادبی ایفا می نمایند ، بدین ترتیب با در نظر گرفتن اهداف گوناگون كه درذهن هر نویسنده شكل می گیرد این موارد جایگاه و معنای خاص خود را خواهند یافت.



برچسب ها : درك ماهیت داستان نویسی ,
منابع و ماخذ : درك ماهیت داستان نویسی ,

امتیاز به مطلب

نظرات () نویسنده: سعید یکشنبه 29 دی 1392 - 09:21 ب.ظ





نویسنده:
 مریم محبی


معنای حقیقی « داستان» چیست؟

یك داستان تركیبی از لغات و تصوراتی است كه به باز آفرینی زندگی در قالب قهرمانان و حوادث در ذهن خواننده می پردازد . در اینجا نحوه توصیف و مرتب كردن رویدادها، پیامدها و انگاره های موجود در كتاب- كه نگارنده به واسطه آنها حس كنجكاوی خواننده را بر می انگیرد- مطرح خواهد شد: هر نویسنده برای تثبیت علاقه مخاطب جهت تداوم مطالعه در اثرش راهكارهایی برای ارضای برخی از نیازهای بشری، ( احساس عشق، توانایی تغییر سرنوشت خویش، قدرت جبران اشتباهات گذشته، چیره شدن بر موانع، كشف معنا و هدف زندگی و...) ارائه می كند و همواره پیامد داستان را با توجه به ویژگیهای اختصاصی خواننده گان خویش تنظیم می نماید. 
لیكن فراموش نكنید علت اصلی توجه بیش از حد مؤلفان به خواسته های مخاطبا نشان است كه خوانندگان نكته بین آنها از طریق تجربیات حاصل از حوادث كتابی كه می خوانند، معنای « زندگی» و « حقیقت» را بیش از پیش درك نموده و حتی مسیر زندگی خود را به سمت آنچه از مطالعه یك كتاب عبرت آموز دریافته اند، سوق می دهند . اگر چه پایان هر داستان و سرنوشت نهایی شخصیت های آن گاهی تاثیرات عمیقی بر روحیات مخاطبان بر جای می گذارند، اما همیشه ثبات و امنیت را برای وی به ارمغان نمی آورند. به همین جهت نویسندگان موظفند كه پس از پایان بندی قصه خویش اثر را از یك غربال منطقی عبور دهند.
در ابتدای آفرینش هر كتاب ، نگارنده به طور نا خود آگاه دو نوع تمركز داخلی و خارجی را در اثر خویش به كار می گیرد. توجهات بیرونی وی بر چگونگی جذب مخاطب توسط انتخاب موضوع چشمگیر، حوادث و قهر مانان داستان، است و تمركز داخلی بر مجموعه دستور العمل ها و اصول داستان معطوف است. درك خواسته مخاطب از سوی مؤلف، انتقال تجربیات گوناگون را از انواع ارزش های بشری مانند: دلاوری، رستگاری، تجدید حیات و نوسازی، چیرگی بر ظلم و تعدی و... تسهیل می بخشد. بدین جهت اثراتی كه هیچ نتیجه ای را در ذهن خواننده نمی پرورانند، هرگز در فرآیند درونی كردن اهداف و پیام هایشان در وجود مخاطب موفق نخواهند بود. هر نویسنده برای فهم چگونگی وصف حوادث بهترین شكل آن، پیش از هر چیز باید مفهوم « زمان» را در جریان داستان در نظر بگیرد و به خاطر داشته باشد كه اكثر انسانها بدون اینكه دست به انتخاب بزنند، مسیر زندگی خویش را طی مدتی طولانی می پیمایند. اما در قالب داستان، انتخاب لحظه ها بر حسب اینكه در كجا نمایشی و چشمگیرتر به نظر می رسند، به عهده مؤلف می باشد و او باید به تلافی نا توانی حق انتخاب انسان ها در زندگی حقیقی، احساس گزینش را به آنها انتقال دهد و بدین وسیله نیاز به استقلال طلبی بشررا بر طرف كند.


علاوه بر این توجه به نقش« قهرمان» داستان نیز در راضی نگه داشتن مخاطبان مؤثر خواهد بود. چرا كه پیامد اعمال شخصیت های داستان نیز حول محور برخی از نیازهای بشر دور می زند . برای نمونه هر نگارنده قادر است به واسطه اعمال و افكار قهرمانان داستان خویش احساسات خوانند گان را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار دهد. سومین مقوله حائز اهمیت موضوع و هسته یا همان « طرح اصلی كتاب» است كه از طریق آن می توان موانعی در جای جای قصه ایجاد كرد و در درجه هیجان حاكم بر اثر را افزایش داد. پس از در نظر گرفتن موارد مذكور، نویسنده باید تدریجا به تعدیل موانع برای رسیدن به انتهای قصه پرداخته و اراده و قدرت شخصیت ها را جهت پشت سر گذاشتن مشكلات افزایش دهد تا تناقضات داستان نیز به نحوی نامحسوس بر طرف شوند. پس از درك ماهیت داستان، هر فرد در میابد كه مفاهیم « زمان» ، « طرح» و « قهرمان» در كتاب، هر یك معنای متفاوتی دارند و نقش ویژه ای را در آفرینش یك اثر ادبی ایفا می نمایند ، بدین ترتیب با در نظر گرفتن اهداف گوناگون كه درذهن هر نویسنده شكل می گیرد این موارد جایگاه و معنای خاص خود را خواهند یافت.



برچسب ها : درك ماهیت داستان نویسی ,
منابع و ماخذ : درك ماهیت داستان نویسی ,

امتیاز به مطلب

نظرات () نویسنده: سعید پنجشنبه 26 دی 1392 - 11:34 ب.ظ

آخرین مطالب

» پروفسور حسابی و یک عمر زندگی با علم و هنر و کتاب ( چهارشنبه 12 شهریور 1393 )
» کتاب سازها مشکل خودشیفتگی،‌ خودبینی و نیاز به مطرح شدن دارند ( چهارشنبه 12 شهریور 1393 )
» قله‌های موسیقی با دانش و کتاب فتح می‌شود ( جمعه 25 بهمن 1392 )
» جلد هفتم زندگی «پیامبر» در راه است ( پنجشنبه 24 بهمن 1392 )
» سال 2014 سال کتاب‌های تاریخی ( چهارشنبه 23 بهمن 1392 )
» شرایط جدید خرید کتاب در کتاب 57 ( سه شنبه 22 بهمن 1392 )
» کتابم عصای دست محققان قرآنی است ( سه شنبه 22 بهمن 1392 )
» تاریخچه ای كوتاه بر صنعت نشر در ایران ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» موافقت با واگذاری فعالیت‌های اجرایی نمایشگاه كتاب تهران به تشكل‌های نشر ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» 75 سال تنهایی بهمن فرزانه همچنان ادامه دارد ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» این داستان انقلاب است؟ ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» مایکل باری: با یادگیری میراث ایرانی فرهنگ غرب را بیشتر فهمیدم ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» تاریخچه كتاب و كتابخانه در عهد باستان ( یکشنبه 20 بهمن 1392 )
» رودی متی: برای خرید کتاب‌های تاریخی به ایران سفر می‌کنم ( یکشنبه 20 بهمن 1392 )
» صبح ناشتا، شیخ بینا و رستم دانا ( یکشنبه 20 بهمن 1392 )
 
ADS

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره وبلاگ