وبلاگ کتاب و کتابخوانی http://saeedabolghazi.mihanblog.com 2018-10-15T11:08:57+01:00 text/html 2014-09-03T08:43:55+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید پروفسور حسابی و یک عمر زندگی با علم و هنر و کتاب http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/319 <div id="doc9" style="padding: 5px; line-height: 16px; width: 399px; text-align: justify; background-color: rgb(255, 252, 252); border: 1px dashed rgb(240, 215, 215); margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; font-size: 10.666666984558105px;">امروز (12 شهریورماه) سالروز درگذشت پروفسور محمود حسابی، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران است. گزارش پیش‌رو به این مناسبت گذری کوتاه بر زندگی، شخصیت و آثار و خدمات این چهره ماندگار علمی ایران دارد.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; font-size: 10.666666984558105px;"><p align="justify"><strong>خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-</strong>&nbsp;سیدمحمود حسابی (تولد ۳ اسفند ۱۲۸۱ - درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱) با نام اصلی محمود خان میرزا حسابی، معروف به پروفسور حسابی، فیزیکدان، وزیر آموزش و پرورش در دولت دکتر محمد مصدق و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود.&nbsp;<br><br>پدرش سیدعباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی، هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری کرد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارت‌های دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش آموخت.&nbsp;<br><br>شروع تحصیلات متوسطه سیدمحمود حسابی مصادف با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی‌زبان بیروت بود. از این‌رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در 17 سالگی لیسانس ادبیات و در سن 19 سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ کرد.&nbsp;</p><p align="center"><img alt="" src="http://ibna.ir/images/docs/files/000206/nf00206506-2.jpg"></p><p align="justify"><br>پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ‌التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه‌کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره‌شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.&nbsp;<br><br>حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشته فیزیک به تحصیل و تحقیق ادامه داد. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن بیست و پنج سالگی، دانشنامه دکترای فیزیک خود را با ارائه رساله‌ای با عنوان «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک» با درجه عالی دریافت کرد.&nbsp;</p><p align="justify"><strong>آثاری ماندگار از یک چهره درخشان علمی</strong>&nbsp;&nbsp;<br>از پروفسور محمود حسابی در زمینه‌های فیزیک، زبان فارسی و پژوهش‌های فرهنگی، ۲۱ عنوان کتاب و مقاله علمی برجای مانده که از آ‌ن‌جمله می‌توان به «کتاب‌های فیزیک دبیرستان»، «کتابی بر تفسیر امواج دوبر در شش رساله»، «کتاب دیدگانی فیزیک»، «رساله نظریه ذرات بی‌نهایت گسترده» و همچنین مقالات «ذرات پیوسته، در نشریه آکادمی علوم آمریکا»، «اثبات نظری بیشتر بودن جرم ذرات شارژ شده به وسیله نور نسبت به الکترون (پیشنهاد تفسیر قانون جاذبه عمومی نیوتون و قانون میدان الکتریکی ماکسول)، گزارش نشریه انجمن فیزیک آمریکا» و «مقاله مدل ذرات بی‌نهایت گسترده، نشریه فیزیک فرانسه» اشاره کرد.&nbsp;<br><br><strong>عمری&nbsp;همنشینی با&nbsp;کتاب</strong>&nbsp;<br>سیدمحمود، «قرآن» و «دیوان حافظ» را از حفظ می‌دانست و بر کتاب‌های «بوستان» و «گلستان» سعدی، «شاهنامه» فردوسی، «مثنوی معنوی» مولوی و «منشات» قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت.&nbsp;<br><br>وی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب نیز به‌خوبی آشنا بود و در نواختن ویولن و پیانو مهارت داشت. حسابی همچنین در چند رشته ورزشی از جمله نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بیروت، مدارکی کسب کرده است.&nbsp;<br><br>وی در طول سال‌های تلاش و همت در عرصه علم و عمل، موفق به دریافت جوایز بسیاری شد که از آن‌جمله می‌توان به دریافت نشان لژیون دونور فرانسه و دریافت عنوان «استاد برتر دانشگاه تهران» اشاره کرد.&nbsp;</p><p align="center"><img alt="" src="http://ibna.ir/images/docs/files/000206/nf00206506-1.jpg"></p><p align="justify"><strong><br>دو کلمه حرف&nbsp;حساب با&nbsp;علم</strong>&nbsp;<br>از جمله خدمات علمی فراوانی که پروفسور محمود حسابی به علم ایران ارائه کرده می‌توان به نخستین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)، پایه‌گذاری دارالمعلمین عالی (دانشسرای عالی)، راه‌اندازی نخستین آنتن فرستنده در کشور، راه‌اندازی نخستین مرکز زلزله شناسی کشور، راه‌اندازی نخستین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور، محاسبه و تعیین ساعت رسمی ایران، تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران، پایه‌گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش‌های موسیقی، پایه‌گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، پایه‌گذاری سازمان انرژی اتمی ایران، پایه‌گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران، ایجاد نخستین ایستگاه هواشناسی کشور و تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد اشاره کرد.&nbsp;<br><br><strong>«استاد عشق» به روایت ایرج حسابی&nbsp;<br></strong>کتاب صوتی «استاد عشق» نگاهی به زندگی و تلاش‌های پروفسور سید محمود حسابی، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران دارد. این اثر که تاکنون 24 مرتبه تجدیدچاپ شده، حاصل تلاش مهندس ایرج حسابی، فرزند مرحوم پروفسور حسابی است.&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcbf0b8srhb9gp.uiur.html"><strong>(ایبنا)</strong></a>&nbsp;پیش از این از محور قرارگرفتن این کتاب در یک مسابقه کتابخوانی در دانشگاه شهید بهشتی خبر داده بود.&nbsp;</p><p align="center"><img alt="" src="http://ibna.ir/images/docs/files/000206/nf00206506-3.jpg"></p><p align="justify"><br><strong>خانه و موزه پروفسور حسابی</strong>&nbsp;<br>اندکی پس از درگذشت دکتر حسابی در سال ۱۳۷۲، خانه او واقع در خیابان تجریش تبدیل به موزه‌ای شد که در آن وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشان‌ها و تقدیرنامه‌ها، عکس‌های قدیمی و متن نطق‌ها و همچنین کتاب‌های وی در آن به نمایش گذاشته شده‌ است.</p></div> text/html 2014-09-03T08:40:12+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید کتاب سازها مشکل خودشیفتگی،‌ خودبینی و نیاز به مطرح شدن دارند http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/318 <div id="doc9" style="padding: 5px; line-height: 16px; width: 361px; text-align: justify; background-color: rgb(255, 252, 252); border: 1px dashed rgb(240, 215, 215); margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; font-size: 10.666666984558105px;">محمد دریایی، مولف و کارشناس حوزه طب سنتی، با اشاره به اهمیت ارجاع‌دهی در تالیف کتاب گفت: حتی اگر مولف یک کلمه از کتابی را در اثرش آورده باید به نام کتاب و نام مولف اشاره کند؛ این اقدام موجب افزایش اعتبار کتاب خواهد شد. ‌</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; font-size: 10.666666984558105px;"><p align="justify">دکتر محمد دریایی،‌ مولف و کارشناس&nbsp;حوزه طب سنتی، در گفت‌‌وگو با خبرنگار<strong>خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)&nbsp;</strong>درباره موضوع کتابسازی اظهار کرد: موضوع کتابسازی در حوزه نشر کشورمان عمری بیش از 40 سال دارد. کتابسازی به معنای جمع‌آوری و برداشت مطالب از چندین منبع بدون ارجاع به منابع اصلی و متنی خالی از نظرات مولف است.&nbsp;<br><br>وی با اشاره به قالب‌های تولید کتاب افزود: کتاب‌ به&nbsp;سه روش ترجمه‌،‌ تالیف یا تالیف‌-ترجمه تولید می‌شود. به‌ عبارتی ترجمه با احترام و دقت به متن اصلی و اهداف نویسنده،‌ تالیف یعنی مخلوطی از ترجمه و تالیف که همراه با اعمال‌نظر مولف است.&nbsp;<br><br><strong>کتابساز از محتوای مصادیق کتابسازی بی‌اطلاع است</strong><br>این کارشناس طب سنتی گفت: به‌نظر می‌رسد کتابساز نسبت به محتوای مصادیق کتابسازی بی‌اطلاع است. اگر از چنین افردی بپرسند نسبت به محتوای اثری که ارایه می‌کنی آشنایی داری یا خیر؟ آیا توانایی تحلیل و توضیح مطلب را داری؟ به‌طور قطع چنین تسلطی وجود ندارد.&nbsp;<br><br>مولف کتاب «غذای سالم، غذای ارگانیک» با تاکید بر اهمیت درج منبع ادامه داد: ارایه منابع استفاده شده در پاورقی یا انتهای کتاب نشانه اعتبار اثر است. به‌عنوان مثال اگر در تالیف یک کتاب در حوزه طب سنتی نقلی از فرد شاخصی مثل «غیاث‌الدین جزایری» در اثر منعکس شود،‌ اگر علاوه ‌بر نقل نظر استادش نظر خودش را نیز در تالیف کتاب استفاده کند، موجب افزایش اعتبار کتاب از نظر تحقیقی خواهد شد.&nbsp;<br><br><strong>کتابسازی، ریشه در مسایل اخلاقی دارد</strong><br>دریایی درباره دلایل بروز پدیده کتابسازی در حوزه نشر نیز عنوان کرد: عمده دلایل بروز پدیده کتابسازی، ریشه در مسایل اخلاقی دارد که شامل&nbsp;خودشیفتگی،‌ خودبینی و&nbsp;نیاز درونی به مطرح شدن است.&nbsp;<br><br>نویسنده كتاب «طب شیعه، میراث گرانبهای اسلامی» در ادامه با تاکید بر اصل ارجاع به منابع اصلی گفت: کتاب زمانی ارزشمند است که نویسنده به مخاطب نشان دهد از چه آثاری در تالیف آن&nbsp;استفاده کرده است. حتی اگر مولف یک کلمه از کتابی را در اثرش آورده، باید به نام کتاب و نام مولف اشاره کند و در کنار آن اظهارنظر خود را مطرح کند؛ حرکتی که نه تنها نقطه منفی محسوب نمی‌شود، بلکه نقطه قوت اثر تولیدی است.&nbsp;<br><br>این متخصص علوم زیستی و گیاهان دارویی با اشاره به تجریه شخصی‌اش در مواجهه با کتابسازی اظهار کرد:‌ بعد از انتشار کتاب «طب‌‌النبی» در بهار سال جاری، در برخی آثار دیدم که مولف بدون ارجاع به کتاب بنده، از محتوای آن استفاده کرده است.&nbsp;<br><br>مولف کتاب «طب شیعه، میراث گرانب های اسلامی» افزود:‌ در حالی‌که در انتهای این اثر آمده، استفاده از مطالب کتاب با درج منبع مجاز است، اما همچنان مشاهده می‌شود بدون اجازه از مطالب این اثر استفاده می‌شود؛ بارها اتفاقاتی مشابه برای&nbsp;آثارم افتاده است.&nbsp;<br><br><strong>در حوزه نشر نظارت جدی وجود ندارد</strong><br>وی تصریح کرد: متاسفانه در حوزه نشر نظارت جدی وجود ندارد. زمانی هم که با فردی که چنین عملی از وی سرزده تماس گرفتم،‌ مدعی است که جمله را از منبع دیگری برداشته است. هرچند بنده اطمینان دارم&nbsp;و اعلام می‌کنم متن استفاده شده از اثر من است، اما نویسنده نمی‌خواهد بپذیرد.&nbsp;<br><br>دریایی در&nbsp;پایان درباره&nbsp;پیگیری قانونی استفاده از منبع بدون ارجاع در آثار مولفان گفت:‌ این امکان وجود ندارد که نویسنده مدام در راه دادگاه و پیگیر شکایت از خاطیان حوزه نشر باشد. با توجه به نظارت ضعیف در حوزه تولید کتاب، پیش از انتشار آثار، امکانی برای تشخیص سوء استفاده از منابع وجود ندارد.&nbsp;<br><br><strong>مروری بر&nbsp;پرونده<br></strong>دانشیار دانشگاه شهید بهشتی کتابسازی را نوعی سرقت علمی (ادبی) می‌داند و معتقد است که اطلاق واژه کتابساز به تولیدکنندگان مصادیق کتابسازی، نوعی تخفیف دادن به این افراد است. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر محمد عشقی را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcizqarvt1au52.cbct.html"><strong>اینجــــــــــــا&nbsp;</strong></a>بخوانید.&nbsp;<br><br>عضو هیات علمی دانشگاه تهران، نظام ارتقاء استادان را اصلی‌ترین عامل موثر در ظهور پدیده کتابسازی می‌داند و بر بازنگری در این قانون تاکید دارد. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر حسین ارزانی را<a href="http://www.ibna.ir/vdcf0vd0tw6dxma.igiw.html"><strong>اینجـــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.&nbsp;<br><br>مدیرکل خدمات پژوهشی و انتشارات دانشگاه تهران، با بیان این مطلب که ناشران مطرح از نرم‌افزار‌های کامپیوتری برای شناخت آثار مشابه بهره‌می‌برند گفت:‌ کتابسازی با گوشه‌نشینی مولفان نخبه آغاز می‌شود. متن کامل گفت‌گوی خبرنگار ایبنا با ایرج الله‌دادی را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcbfab5zrhbgwp.uiur.html"><strong>اینجــــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.<br><br>عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی معتقد است کتابسازی زمانی ظهور می‌کند که به اصطلاح نویسنده به دنبال ارائه کپسولی مفاهیم است؛ کتابی که فقط برای گرفتن نمره قبولی کاربرد دارد. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر محمدرضا حمیدی‌زاده را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdchiknix23nvwd.tft2.html"><strong>اینجــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.<br><br>دانشیار دانشکده برق و مهندسی دانشگاه شهید بهشتی معتقد است کتابسازی تولید «خزف» جای «لعل» و نتیجه رواج تفکر بساز و بفروشی در بین اهالی نشر است. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر سیدمحمد‌تقی روحانی ‌رانکوهی را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcevn8wwjh877i.b9bj.html"><strong>اینجــــــــــــا&nbsp;</strong></a>بخوانید.&nbsp;<br><br>رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، با تاکید بر انجام پژوهش درباره موضوع کتابسازی اظهار کرد: نمی‌توان براساس تک مشاهده‌ها به اثبات وجود پدیده کتابسازی رسید. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر سیروس علیدوستی را&nbsp;<strong>ا</strong><a href="http://ibna.ir/vdcf1td00w6dxxa.igiw.html"><strong>ینجــــــــــا</strong>&nbsp;</a>بخوانید<br><br>مدیركل امور تربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش،‌ بی‌تقوایی را اصلی‌ترین دلیل پدیده کتابسازی دانست و گفت:‌ کتابسازی نسبتی با پایبندی‌های پسندیده و موثر در اخلاق حرفه‌ای ندارد. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر ابوالقاسم عیسی مراد را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcjtie8yuqey8z.fsfu.html"><strong>اینجـــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.<br><br>عضو هیات مدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی، رونویسی را پدیده نوظهور دهه 90 دانست و گفت: ‌دانشجوی دهه 60 منابع اصلی می‌خواند اما دانشجوی امروز سرگرم شبکه‌های اجتماعی است. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با حسین داودآبادی را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcbasb5grhbgfp.uiur.html"><strong>اینجـــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.&nbsp;<br><br>عضو هیات علمی دانشگاه تهران برای پیشگیری از بروز پدیده کتابسازی، ایجاد بانک اطلاعاتی را مفید دانست و گفت:‌ در معرفی و گرامیداشت مولفان پویا نیستیم. تلاش بیشتر در این حوزه و پیگیری‌های قضایی متخلفان می‌تواند از انتشار مصادیق کتابسازی جلوگیری کند. متن کامل گفت‌و‌گوی کامل خبرنگار (ایبنا) با دکتر آذرنوش آذرتاش را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdciuwar3t1auw2.cbct.html"><strong>اینجـــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.<br><br>مدیرمسئول انتشارات فدک ایساتیس معتقد است کتا‌بسازی یعنی ارایه یک محصول قلابی در قالب استاندارد. وی‌ اصلی‌ترین دلیل بروز پدیده کتابسازی را در تصمیم‌گیری‌های سطحی می‌داند. متن کامل گفت‌و‌گوی خبرنگار (ایبنا) با مجید‌رضا زروئی را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdchvmnim23nv6d.tft2.html"><strong>اینجـــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.<br>&nbsp;<br>عضو هیات علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران معتقد است که کتابسازی دو بار معنایی مثبت و منفی دارد که بار منفی آن موجب دور شدن نویسنده از فضای نوشتن می‌شود. متن کامل گفت‌و‌گوی خبرنگار (ایبنا) با غلامرضا جمشیدنژاد اول را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcezn8w7jh87oi.b9bj.html"><strong>اینجـــــــــــا&nbsp;</strong></a>بخوانید.&nbsp;</p><br>مدرس دانشگاه اصفهان، با اشاره به تاثیر مثبت تاسیس خانه نقد در پیشگیری از مصادیق کتابسازی گفت: پدیده کتابسازی با نقد سازنده از بین رفتنی است. متن کامل گفت‌و‌گوی خبرنگار (ایبنا) با سیدمهدی نوریان&nbsp;<strong>را</strong><a href="http://ibna.ir/vdcc4eqio2bqxx8.ala2.html"><strong>اینجـــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.<br><br>مدرس پردیس فارابی دانشگاه تهران، کتابساز را فردی منفعت‌‌طلب می‌داند و بر این باور است که کتابخوان حرفه‌ای بهترین ناظر برای پیشگیری از کتابسازی است، در حالی‌که جامعه ما چنین ناظری ندارد. متن کامل گفت‌و‌گوی خبرنگار (ایبنا) با حسین خنیفر را&nbsp;<a href="http://ibna.ir/vdcefp8wwjh877i.b9bj.html"><strong>اینجـــــــــــــــا</strong></a>&nbsp;بخوانید.</div> text/html 2014-02-13T20:31:39+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید قله‌های موسیقی با دانش و کتاب فتح می‌شود http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/316 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">محسن یگانه، نوازنده گیتار و خواننده پاپ که در بیست‌ونهمین جشنواره موسیقی فجر اجرا دارد، گفت که برای پیشرفت در کار هنری‌اش کتاب‌های حوزه موسیقی را مطالعه می‌کند. وی لحظات شکل‌گیری اوج هنر را با دانش و کتاب مرتبط دانست.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،&nbsp;یگانه دوشنبه، 28 بهمن در دو سانس 18:15 و 21:30 در بیست‌ونهمین جشنواره موسیقی فجر در برج میلاد به همراه گروهش، کنسرت موسیقی پاپ اجرا می‌‌کند.<br>&nbsp;<br>وی که در بخش جنبی جشنواره به هنرنمایی می‌پردازد، درباره مفهوم اوج در موسیقی گفت: موسیقی مرز وحدّی ندارد و من هرچقدر که بیشتر با مفاهیم موسیقی آشناتر می‌شوم، آن‌را عظیم‌تر و وسیع‌تر از آنچه که بشود تصور کرد می‌بینم و به ‌نظرم قله‌های موسیقی فتح نشدنی هستند.<br><br>یگانه اظهار کرد: من به‌طور آکادمیک موسیقی نخواندم، ولی تا آن‌جا که توانستم کتاب‌های هارمونیک، ریتم، فواصل و تاریخچه موسیقی را مطالعه کرده‌ام. به‌نظرم برای پیشرفت در حرفه‌ام&nbsp; و رسیدن به نقاط اوج&nbsp;هنری لازم است&nbsp;که از مطالعه و کتاب دوری نکنم.<br><br>وی&nbsp;همچنین با انتقاد از شیوه دسته‌بندی و برنامه‌ریزی گروه‌های موسیقی در این جشنواره گفت: متاسفانه مسوولان به موسیقی پاپ مانند یک مسکن یا یک فرزند ناخلف نگاه می‌کنند.&nbsp;در حالی که&nbsp;موسیقی پاپ طرفداران خودش را دارد و بهتر بود که به ‌جای بخش جنبی، بخش رقابتی جشنواره را به اجرای کنسرت‌های پاپ اختصاص می‌دادند.&nbsp;<br><br>یگانه ابراز امیدواری کرد&nbsp;که&nbsp;حاصل&nbsp;دیده‌ها، شنیده‌ها و سختی‌های این دوره&nbsp;از جشنواره موسیقی کتاب شود تا به‌عنوان یک تجربه‌ مکتوب در دسترس علاقه‌مندان موسیقی قرار&nbsp;گیرد.&nbsp;<br><br>بیست‌ونهمین جشنواره موسیقی فجر 24 بهمن تا یکم اسفند امسال برگزار می‌شود.</div> text/html 2014-02-12T20:30:56+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید جلد هفتم زندگی «پیامبر» در راه است http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/315 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">انتشارات به‌نشر از انتشار جلد هفتم رمان زندگی «پیامبر» نوشته نقی سلیمانی در آینده‌ای نزدیک خبر داد.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; "><p align="justify">به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جلد هفتم رمان زندگی پیامبر اسلام(ص) با عنوان «پیامبر» از مجموعه کتاب‌های «قصه‌های قرآنی» است که داستان میان‌سالی حضرت محمد(ص) را روایت می‌کند و به‌زودی توسط انتشارات به‌نشر برای نوجوانان منتشر خواهد شد.<br><br>پیش از این جلد ششم این مجموعه با موضوع جوانی حضرت محمد(ص) نوشته نقی سلیمانی و تصویرگری رضا مکتبی توسط انتشارات به‌نشر منتشر شده بود.<br><br>در بخشی از جلد ششم این مجموعه می‌خوانیم: «خدیجه هرچه به محمد فکر می‌کرد، او را بد نمی‌دید. محمد حتی به عنوان یک تاجر هم خوب عمل می‌کرد. پس حرف این شیخ و معنای آن خواب چه بود؟ این خواب غریب و این تعبیر غریب‌تر! خدیجه به محمد می‌اندیشید و اخلاق و رفتار و نحوه تجارتش را که در نظر می‌آورد دلش آرام می‌گرفت. می‌دانست که یک تاجر خوب معمولاً «ریسک» می‌کند...»<br><br>در حقیقت قصه زندگی حضرت محمد(ص) با نزول آیه آیه قرآن شکل می‌گیرد. با هر آیه در طول سال‌های وحی، قرآن، به حالات، شخصیت و حوادثی که بر پیامبر می‌گذشته، اشاره‌های ضمنی یا مستقیم دارد، که این، خود سرنخ‌هایی برای یافتن وقایع طول زندگی پیامبر و روش ایشان به دست می‌دهد. این مجموعه تلاشی است در همین جهت که بر محور و خط قرآن تنظیم شده است.<br><br>مجموعه «قصه‌های قرآنی» به زندگی پیامبرانی می‌پردازد که نام آن‌ها در قرآن آمده است. شکل و قالب آن، گاه «رمان» گاه «قصه» و بعضاً همراه با نقد و بررسی آن با نگاهی از جهان داستان است.</p></div> text/html 2014-02-11T20:30:11+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید سال 2014 سال کتاب‌های تاریخی http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/314 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">بسیاری از ناشران ادبی سال 2014 را با تمرکز بر موضوع‌های مهم تاریخی شروع کرده‌اند و نقطه‌های عطف تاریخی را دستمایه انتشار تازه‌ترین آثار خود قرار داده‌اند.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از خبرگزاری آلمان، شاید از آن جا که سال 2014 صدمین سالگرد آغاز جنگ جهانی اول است، در برنامه اوایل سال ناشران رمان‌های بسیار زیادی به چشم می‌خورند که به موضوع‌های تاریخی مربوط هستند. محتوای این کتاب‌ها تنها در مورد جنگ اول جهانی نیست و بخشی از آن‌ها نیز به رویدادهای بزرگ قرن بیستم میلادی می‌پردازند.&nbsp;<br><br>این آثار را می‌توان در دو بخش تقسیم‌بندی کرد: دسته اول آثاری هستند که نوشته نویسندگان آلمانی زبان هستند و دسته دوم آثار نویسندگان دیگر کشورها که به زبان آلمانی ترجمه شده‌اند. شمار آثار در دست انتشار بسیار زیاد است و تنها گوشه‌ای از آنها در اینجا معرفی می‌شوند.<br><br><strong>آثار نویسندگان آلمانی&nbsp;</strong><br>«قیصری که می تواند باد کند» رمانی است که در ماه مارس منتشر خواهد شد. این رمان نوشته میشاییل سیگل واگنر است.واگنر متولد نیدراسترایش و سردبیر مجله فکاهی «تیتانیک» است و در این رمان خود ماجرای «ورا بیشر» را روایت می‌کند که در یک روز بهاری بارانی در وین در سال 2011 در جریان یک اتفاق و با فشار دادن اشتباه یک زنگ در لژ مخفی سلطنتی گرفتار می شود.&nbsp;<br><br>گونار سینی بولک هم در رمان «نیمی از خانه» که در ماه مارس در انتشارات دومونت منتشر می‌شود از خانواده ای می گوید که در میان دریای سیاه، جمهوری دموکراتیک آلمان و جمهوری فدرال آلمان از هم گسیخته شده است.&nbsp;<br><br>رمان «گرسنه ام» به قلم گئورگ فینک در ماه فوریه در انتشارات والده گراف منتشر می‌شود. کورت مونتسر نویسنده آلمانی در 1879 در گلای ویتس متولد شد و 1944 در زوریخ درگذشت. این نویسنده آلمانی در سال 1929 این رمان را با نام مستعار گئورگ فینک به زیر چاپ برد و در آن به تشریح مصیبت‌های دوران پس از جنگ پرداخت.&nbsp;<br><br><strong>آثار نویسندگان غیرآلمانی زبان&nbsp;</strong><br>یکی از این آثار که در ماه مارس در انتشارات روولت آلمان منتشر خواهد شد، رمان «مورفین» به قلم اشتفان ساردوخ نویسنده لهستانی است که اولاف کهل آن را به آلمانی ترجمه کرده است . این رمان در زمان انتشارش در لهستان به عنوان یک شاهکار گویا به خاطر طرح دقیقش مورد تحسین قرار گرفت. نویسنده جوان در این کتاب سرنوشت یک ستوان دوم هوایی لهستانی را روایت می کند که در سال 1939 به مقاومت می‌پیوندد و روزها و شب هایی را در فضایی مابین قهرمان شدن و نابودی تجربه می‌کند.&nbsp;<br><br>داستان دیگری که باید منتظرش بود یک ماجرای پارتیزانی است که از زاویه دید یک زن بلغاری روایت می‌شود. این رمان با نام «سفید برفی و رنگ قرمز پارتیزان ها» نوشته الک پوپوف بلغارستانی است که ترجمه آلمانی آن در ماه مارس در انتشارات رزیدنتس اتریش منتشر می شود.&nbsp;<br><br>اولینا یکر لامبروا دیگر نویسنده بلغاری در رمان «سرزمین پدری» که در ماه فوریه در انتشارات براومولر لیتراتور اتریش منتشر می‌شود از زاویه دید یک بلغاری خارجی به روایت سرگذشت سرزمین پدری اش و دیکتاتوری دوران گذشته آن می‌پردازد.&nbsp;<br><br>«کودکان زمستان» رمانی از اوون متئو نویسنده انگلیسی است که یک داستان خانوادگی روسی، پاکسازی‌های استالین و جنگ سرد را به تصویر می کشد و نویسنده طی آن از تاریخچه خانواده خود پرده برمی‌دارد.این رمان هم در ماه مارس در انتشارات آلمانی گراف به زیر چاپ می‌رود.&nbsp;<br><br>در رمان دیگری که نوشته بلز ساندرار نویسنده فرانسوی زبان کشور سوییس (1887-1961) است و «سوسن قرمز» نام دارد، خاطراتی از دوران جنگ اول جهانی روایت می‌شود. این رمان را گیو واکرلین ایندونی به آلمانی برگردانده و انتشارات لنوس در ماه ژانویه آن را منتشر می‌کند.<br><br>در این میان بخش اعظمی از آثار در راه انتشار دست نوشته های قدیمی و یا ناپدیدشده هستند. از جمله آن ها رمان «پنج شنبه ها نزد کاناکیس» به قلم الیزابت دِ وال است که فوریه با ترجمه بریگیته هیلتسن زاوئر در انتشارات تسولنی انتشار می یابد. ماجرای این کتاب چشم‌اندازی از دوران پس از جنگ در وین است.الیزابت دِ وال مادربزرگ ادموند دِ وال نویسنده انگلیسی است که با رمان «خرگوشی با چشمان کهربایی» غوغایی برپا کرد.&nbsp;<br><br>بخش دیگری از کتاب های در دست انتشار آثاری دربرگیرنده چشم‌انداز جامعه آمریکا هستند که در این بخش آثار ترجمه شده برخی نویسندگان نامدار آمریکایی جای می‌گیرد. بر این اساس رمان «باغ مخالفان» جاناتان لتم با موضوع خانواده ای از مخالفان در بخش کویین شهر نیویورک در ماه فوریه با ترجمه الریخ بلومن باخ در انتشارات آلمانی کلت کوتا منتشر خواهد شد.&nbsp;<br><br>ای .ام. هومس نویسنده نیویورکی در ماه مارس با رمان «برای آن که به حیثیت ما لطمه می‌خورد» از راه می رسد و ماجرای خانواده ای را در دوران فروپاشی روایت می کند.این رمان را هم اینگو هرتسکه به آلمانی ترجمه کرده است و زمان انتشارش ماه مارس در انتشارات آلمانی کیپن هویر و ویچ است.&nbsp;<br><br>از سیری هاستوت هم در ماه مارس کتاب «زندگی کردن، اندیشیدن، نگریستن» در انتشارات روولت منتشر می‌شود. همسر پل آستر در این کتاب مقالاتی با موضوع روانشناسی، روانکاوی و علوم اعصاب را در مرکز توجه قرار داده و ترجمه آن به آلمانی را اولی آومولر و اریکا فیشر بر عهده داشته‌اند.&nbsp;<br><br>و در نهایت میشل چابون در کتاب «خیابان تلگراف» که آندره‌آ فیشر آن را به آلمانی برگردانده از دگرگونی فرهنگ عامه آمریکا و صنایع فرهنگی سخن به میان می‌آورد. این کتاب در ماه آوریل در انتشارات کیپن هویر و ویچ منتشر خواهد شد.&nbsp;<br><br>نویسندگان آفریقایی – آمریکایی از جمله دیگر نویسندگانی هستند که در سال نو آثار تازه آن ها به دست مخاطبان آلمانی زبان خواهد رسید. از این دست می‌توان به رمان «دوازده زندگی» اثر آیانا ماتیس اشاره کرد. یک داستان خانوادگی با ترجمه سوزانه هوبل که مادری با دوازده بچه را در یک مهاجرت بزرگ از جنوب به شمال آمریکا دنبال می‌کند. این رمان پرتره‌ای منحصر به فرد است که تمام قرن بیستم را دربرمی گیرد. این رمان در ماه می در انتشارات کتاب های جیبی آلمان منتشر می‌شود.&nbsp;<br><br>ترجمه جدیدترین رمان تونی موریسون نیز با عنوان «بازگشت به وطن» در ماه مارس با ترجمه توماس پیلتس توسط انتشارات روولت روانه کتابفروشی ها می‌شود، این کتاب که به زبان انگلیسی با عنوان «خانه» منتشر شده، بر پایه سرگذشت قهرمانانش موقعیت اجتماعی سیاهپوستان در قرن بیستم میلادی را آشکار می‌کند./</div> text/html 2014-02-10T21:09:27+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید شرایط جدید خرید کتاب در کتاب 57 http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/313 <div style="text-align: center;">برای دیدن شرایط روی عکس مورد نظر کلیک کنید .<br><br><br><a href="http://ketab57.ir/fa/poll/jayezeh?id=132" style="color: rgb(1, 39, 110); text-decoration: none; cursor: pointer; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-size: 9pt; list-style-type: none; text-align: right; outline-width: 0px; outline-style: initial; outline-color: initial; "><img border="1px solid red" height="52" width="295" src="http://ketab57.ir/images/banerindex/library.jpg" style="border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; "></a><br><br><a href="http://ketab57.ir/fa/Products/view?pid=488" style="color: rgb(29, 138, 236); text-decoration: none; cursor: pointer; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-size: 9pt; list-style-type: none; text-align: right; outline-width: 0px; outline-style: initial; outline-color: initial; "><img border="0" height="52" width="295" src="http://ketab57.ir/images/banerindex/hoseini.jpg" style="border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; "></a><br><br><a href="http://ketab57.ir/fa/Products/view?pid=492" style="color: rgb(29, 138, 236); text-decoration: none; cursor: pointer; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-size: 9pt; list-style-type: none; text-align: right; outline-width: 0px; outline-style: initial; outline-color: initial; "><img border="0px" height="52" width="295" src="http://ketab57.ir/images/banerindex/life.jpg" style="border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; "></a><br><br><a href="http://ketab57.ir/fa/Products/view?pid=491" style="color: rgb(29, 138, 236); text-decoration: none; cursor: pointer; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-size: 9pt; list-style-type: none; text-align: right; outline-width: 0px; outline-style: initial; outline-color: initial; "><img border="0px" height="52" width="295" src="http://ketab57.ir/images/banerindex/teb.jpg" style="border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; "></a><br><br><a href="http://ketab57.ir/fa/Products/view?pid=493" style="color: rgb(29, 138, 236); text-decoration: none; cursor: pointer; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-size: 9pt; list-style-type: none; text-align: right; outline-width: 0px; outline-style: initial; outline-color: initial; "><img border="0px" height="52" width="295" src="http://ketab57.ir/images/banerindex/erfani.jpg" style="border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; "></a><br><br><a href="http://ketab57.ir/fa/Products/view?pid=490" style="color: rgb(29, 138, 236); text-decoration: none; cursor: pointer; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-size: 9pt; list-style-type: none; text-align: right; outline-width: 0px; outline-style: initial; outline-color: initial; "><img border="0px" height="52" width="295" src="http://ketab57.ir/images/banerindex/good-ghese.jpg" style="border-style: initial; border-color: initial; border-image: initial; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; "></a> </div> text/html 2014-02-10T21:08:52+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید کتابم عصای دست محققان قرآنی است http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/312 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">نویسنده کتاب «کتابشناسی مطالعات قرآنی در زبان‌های اروپایی» اثر شایسته تقدیر سی‌ و یکمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی، معتقد است که این کتابشناسی عصای دست محققان قرآنی است.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">دکتر مرتضی کریمی‌نیا در حاشیه مراسم کتاب سال جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اظهار کرد: «کتابشناسی مطالعات قرآنی در زبان‌های اروپایی» حاصل 15 سال پژوهش درباره شناسایی منابع قرآنی در زبان‌های اروپایی مانند، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی، هلندی و لاتین طی 500 سال اخیر است.<br><br>وی گفت: این کتاب تمام منابعی را که به این زبان‌ها درباره تفسیر قرآن نوشته شده‌اند، به طور مدون ارایه داده تا راهنمای کاملی باشد برای محققان این حوزه تا به فعالیت‌هایی که در حوزه مطالعات قرآنی انجام شده است، آشنایی داشته باشند.<br><br>نویسنده اثر شایسته تقدیر سی ‌و یکمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد: در این پژوهش از منابع بسیاری از کتابخانه‌های معتبر دنیا به صورت حضوری و بسیاری از منابع این کتابخانه‌ها هم با استفاده از مکاتبه‌ استفاده شده است.<br><br>وی با بیان این‌که یکی از ویژگی‌های این کتاب «نمایه» آن است، اظهار کرد: نمایه دقیقی برای این کتاب تهیه شده است و به محققان داخلی و خارجی کمک می‌کند تا با مراجعه به فهرست موضوعی دریابند که در هر موضوع مطالعات قرآنی تاکنون چه مقاله‌ها یا کتاب‌هایی منتشر شده‌اند و چه موضوعاتی مورد پژوهش قرار گرفته، چه موضوعاتی مورد غفلت واقع شده و چه پژوهشی انجام نشده است.<br><br>این محقق و پژوهشگر حوزه دین یادآور شد: این کتاب یک راهنمای اولیه برای هر محقق قرآنی برای فعالیت در حوزه قرآن است.<br><br>وی با بیان این‌که این کتاب یک پژوهش نو و جدید است که تاکنون نه در ایران و نه در جهان نمونه آن انجام نشده، افزود: این پژوهش راهنمای خوبی برای محققان خارجی است که مورد استقبال فراوان&nbsp;هم قرار گرفته&nbsp;و عرصه‌ای از مطالعات قرآنی را مورد پوشش قرار داده است&nbsp;که هم در ایران و هم در عرصه مطالعات بین‌الملل کاربرد دارد.<br><br>کریمی‌نیا اظهار کرد: تاکنون فرصتی برای محققان فراهم نشده بود تا از طریق یک کتابشناسی جامع در کتابخانه‌های خود بتوانند به این نکته دسترسی داشته باشند که چه پژوهش‌های در حوزه مطالعات قرآنی در ایران و جهان انجام شده است.<br><br>کتاب « کتابشناسی مطالعات قرآنی در زبان‌های اروپایی» به قلم دکتر مرتضی کریمی‌نیا به عنوان اثر شایسته تقدیر در سی ‌و یکمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی، شنبه گذشته&nbsp;در تالار وحدت تجلیل شد. این کتاب از سوی موسسه علمی ترجمان وحی منتشر شده است.</div> text/html 2014-02-10T20:07:35+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید تاریخچه ای كوتاه بر صنعت نشر در ایران http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/311 <table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody><tr><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl"><p lang="ntext"><font color="#fc6b14"><span style="font-size: 14px;"><b><br></b></span></font><b><br>منبع:</b>&nbsp;مقدمه كوتاه فوق را مجید روشنگر ـ بنیانگذار انتشارات مروارید ـ به رشته تحریر درآورده است.<br></p></td><td align="right" valign="top"><img src="http://iketab.com/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/100/4baae67897e8def6f9f89b8437aaf1b1.jpg" width="135.483870968" height="90" align="absmiddle" alt="" border="0" class="img" vspace="5" hspace="5"></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" data-find="_5" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody data-find="_4"><tr data-find="_3"><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl" data-find="_2"><p lang="ntext" data-find="_1">صنعت نشر كتاب در ایران (كه با صنعت نشر روزنامه تفاوت دارد)، بدون آنكه بخواهیم وارد جزئیات امر شویم، به‌طوركلی قدمتی صد ساله دارد و مركزیت آن هم در پایتخت محسوس است.&nbsp;<br>این امر تقریباً در تمام كشورهای دیگر نیز مصداق دارد و پایتخت كشورها مركز تمركز ناشران است. (تنها تفاوت در آمریكاست كه شهر نیویورك مركز كلیه ناشران مهم این كشور است).&nbsp;<br>نسل اول ناشران ایران، گرچه به‌طور عمده در نواحی بازار و تیمچه حاجب‌الدوله و بازار بین‌الحرمین و خیابان ناصرخسرو كار خود را شروع كردند، اما به علت گسترش شهر تهران، كتابفروشی‌های خود را به خیابان شاه‌آباد و خیابان نادری &lt; خیابان جمهوری اسلامی &gt; و بعدها به مقابل دانشگاه نیز توسعه دادند.<br>یكی از نام‌های مشهور نسل اول ناشران ایران، «علمی»‌ها هستند: میرزا علی‌اكبرخان خوانساری، جد «علمی»‌ها، در خوانسار به پیشه كتابفروشی اشتغال داشت. او به تهران می‌آید و در تیمچه حاجب‌الدوله كتابفروشی دایر می‌كند.<br>پسر او، میرزا محمد اسماعیل، ابتدا با پدر، سپس به‌طور مستقل در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) دكانی باز می‌كند و به فكر چاپ و نشر می‌افتد. در این زمان به او خبر می‌دهند كه روس‌‌ها در مشهد، قصد فروش چاپخانه‌ای را دارند. میرزا محمد اسماعیل (كه حالا حاجی هم شده است) به مشهد می‌رود و یك دستگاه ماشین چاپ سنگی با لوازم آن را خریداری می‌كند و با خود به تهران می‌آورد و شروع می‌كند به كار چاپ كتاب.<br>حاجی محمد اسماعیل پنج پسر داشته است: حاجی محمدعلی، حاج محمدحسن، محمدجعفر، عبدالرحیم و علی‌اكبر كه همگی با نام خانوادگی «علمی» شناخته می‌شوند.<br>انتشارات علمی، نام یكی از پركارترین و مشهورترین ناشران نسل اول صنعت نشر كتاب در ایران است. (چاپخانه متعلق به حاج محمدعلی در باغچه علیجان كوچه خدابنده‌لو قرار داشت كه تقریباً تمام كارهای چاپی آنها را انجام می‌داد).&nbsp;<br>اینان نخست در بازار و خیابان ناصرخسرو و بعدها در خیابان شاه‌آباد و سپس مقابل دانشگاه به تأسیس كتابفروشی پرداختند و زیر نام‌های علمی و «انتشارات جاویدان» به كار خود ادامه دادند.&nbsp;<br>شادروان نصرالله صبوحی ـ كه من ایشان را چند بار در زمان حیاتش دیدم ـ بنیانگذار «كتابفروشی مركزی» بود و انتشارات خود را زیر همین نام منتشر می‌كرد و كتابفروشی او هم در خیابان ناصرخسرو قرار داشت. (ایشان، پس از تأسیس اتحادیه ناشران و كتابفروشان تهران، یكی از رؤسای اولیه این اتحادیه بود).&nbsp;<br>شادروان محمد رمضانی، انتشارات كلاله خاور را داشت. (كتابفروشی «كلاله خاور» نخست در ابتدای لاله‌زار قرار داشت و بعد به خیابان شاه‌آباد نزدیك كوچه سیدهشام و بعدها به خیابان اكباتان منتقل شد). او هم از پیشگامان نسل اول ناشران ایران بود.<br>هم ایشان «نخستین نشریه ادواری خاص و مستقل در زمینه كتاب» را به نام فصلنامه كتاب (در 64 صفحه) در فروردین 1311 (یعنی 72 سال پیش) منتشر كرد. (از این فصلنامه فقط چهار شماره منتشر و انتشار آن متوقف شد). ایشان بعدها جزوه‌های هفتگی «افسانه» را منتشر كرد (در 8 تا 16 صفحه) كه در آنها ادبیات جهان و برخی از آثار فارسی معرفی می‌شد. جزوه‌های «افسانه» بخش مهمی از فعالیت‌های فرهنگی ایران بین سال‌های 1300 تا 1310 را نشان می‌دهد.&nbsp;<br>شادروان ابراهیم رمضانی (انتشارات ابن‌سینا)، شادروان حسن معرفت (كانون معرفت)، شادروان عبدالغفار طهوری (كتابخانه طهوری)، زوار (كتابفروشی زوار)، عبدالرحیم جعفری (انتشارات امیركبیر)، جواد اقبال (انتشارات اقبال)، محمدی (كتابفروشی محمدی)، برادران مشفق (بنگاه مطبوعاتی صفی‌علیشاه)، محمود كاشی‌چی (انتشارات گوتنبرگ)، یهودا بروخیم و اسحق بروخیم (انتشارات بروخیم) و چند نام دیگر كه اكنون در خاطر من نیست، نسل اول ناشران ایران را به وجود آوردند كه هنوز هم برخی از بنگاه‌های انتشاراتی آنها در صحنه‌های صنعت نشر كتاب ایران به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند. (البته خواننده این سطور توجه دارد كه من فقط به صنعت نشر كتاب در بخش خصوصی می‌پردازم و سازمان‌های دولتی و نیمه دولتی از بحث من خارج است. گرچه، از نظر زمانی، انتشارات دانشگاه تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب و مؤسسه انتشارات فرانكلین در دایره همین نسل اول می‌گنجند).&nbsp;<br></p></td><td align="right" valign="top"><br></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody><tr><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl"><p lang="ntext">نسل اول ناشران ایران را می‌توان نسل خانوادگی و موروثی تلقی كرد كه كار نشر كتاب به‌طور سنتی از پدر به پسر یا برادر منتقل می‌گشته است. این نسل از ناشران، با آنكه از عاشقان كتاب بوده‌اند و فی‌الواقع به این كار عشق می‌ورزیده‌اند، اما صاحبان و بنیانگذاران این نسل به گروه «فرهیختگان» تعلق نداشتند.&nbsp;<br>(فی‌المثل، علی‌اكبر علمی كه صاحب «بنگاه علی‌اكبر علمی» بود، خواندن و نوشتن نمی‌دانست). اینان هیچكدام با زبان‌های خارجی آشنایی نداشتند و آثاری را كه منتشر می‌كردند، از طریق مترجمان دریافت می‌كردند كه لزوماً از بهترین ترجمه‌‌ها نبود.<br>(یكی از همین ناشران نسل اول، فی‌المثل، داستانی از یك نویسنده ایرانی دریافت می‌كند، اما آن را برای چاپ مناسب تشخیص نمی‌دهد. این ناشر به نویسنده می‌گوید بهتر است كه او یكی از آثار اشتیفن تسوایك را كه آن روزها هواخواه بسیار داشته است، ترجمه كند. در این صورت، او حتماً آن را چاپ خواهد كرد. نویسنده پس از چند ماه، همان داستان فارسی خود را، با تغییر نام‌های فارسی به آلمانی، به ناشر تحویل می‌دهد و این نوشته به نام «عشق‌‌های اشتیفن تسوایك به قلم خودش» چاپ می‌شود. به این ترتیب، از این نویسنده اطریشی، در ایران، یك كتاب افزون بر كتاب‌هایی كه او در سرزمین مادری خود چاپ كرده، منتشر شده است.* ]این كتاب نوظهور، «عشق اشتیفن تسوایك» به قلم خودش، ترجمه حسین مسعودی خراسانی است كه كانون معرفت آن را در سه مجموعه صد كتاب بزرگ از صد نویسنده بزرگ جهان منتشر كرد.<br>این جزئیات را مدیون نادر نادرپور هستم كه حالا آن را به پانویس بالا اضافه می‌كنم[. نسل اول ناشران ایران، تا پیش از 1300، تنها 10 مؤسسه انتشاراتی و در میان سال‌های 1301 تا 1310، جمعاً 16 مؤسسه انتشاراتی را در ایران تأسیس كرده‌اند.&nbsp;<br>در دهه 30 و 40 و 50، به تدریج نسل دوم ناشران ایران، پا به عرصه صنعت نشر كتاب می‌گذارد. این نسل، نسلی است كه صفت «فرهیختگی» در مورد اكثر آنان مصداق دارد. اینان با زبان‌های خارجی آشنا هستند، برخی از آنها نویسنده و مترجم و منتقد ادبی هستند و بر روی هم برآنند تا خون تازه‌ای را وارد صنعت نشر كتاب كنند.&nbsp;<br>در نسل دوم ناشران ایران، كار نشر از پدر به پسر نمی‌رسد و رویكرد اینان به امر نشر كتاب، موروثی نیست. نام‌هایی چون انتشارات نیل، زمان، آگاه، مروارید، خوارزمی، روزن، سپهر، توس، دنیا، بامداد، دهخدا و دیگران را كسانی بنیاد گذاشتند كه این شغل به صورت موروثی در خانواده آنان رواج نداشت.&nbsp;<br>فرهیختگی و آگاهی درباره ادبیات مدرن، انگیزه آنان در تأسیس چنین مؤسساتی بود كه برخی از آنها حتی به صورت شركت سهامی و با سهام سهامداران، پا به عرصه وجود گذاشتند. (مثل مؤسسه انتشارات خوارزمی یا شركت انتشار).&nbsp;<br>هرچه نسل اول به ادبیات كلاسیك فارسی و متون مذهبی گرایش داشت، نسل دوم نماینده ادبیات مدرن فارسی و ادبیات مدرن جهان بود. با دو استثنا یعنی بنگاه ترجمه و نشر كتاب و مؤسسه انتشارات فرانكلین ـ كه سهم عمده‌ای در نشر ادبیات مدرن جهانی در ایران داشته‌اند ـ بیشترین سهم چاپ آثار مدرن فارسی و غیر فارسی مدیون نسل دوم ناشران كتاب در ایران است.<br>كلیه آثار سارتر و كامو و به‌طوركلی قلمرو ادبیات متعهد و آثار اگزیستانسیالیستی و نمایشنامه‌های مدرن و آثار همینگوی و فالكنر و اشتاین‌بك و موج ادبیات نو اروپا و آمریكا، توسط این ناشران در دهه‌های 30 و 40 و 50 به دست خوانندگان مشتاق خود رسیده است.&nbsp;<br></p></td><td align="right" valign="top"><br></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" data-find="_24" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody data-find="_23"><tr data-find="_22"><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl" data-find="_21"><p lang="ntext" data-find="_20">سهم این ناشران در پیشبرد شعر نو در میان خوانندگان فارسی زبان ـ چه در ایران و چه در كشورهای فارسی زبان دیگرـ، اظهر من الشمس است. (در نیمه دهه پنجاه، تعداد ناشران نسل اول و نسل دوم در سال 1355 به رقم 127 ناشر در تهران و 56 ناشر در شهرستان‌‌ها می‌رسد).&nbsp;<br>با انقلاب 1357 نسل سوم ناشران پا به عرصه وجود می‌گذارد. این نسل از ناشران، جوانانی هستند كه با پدیده كتاب‌های «جلد سفید» به بازار كتاب ملحق می‌شوند. اینها كه اكثرشان كاركنان شاغل در كتابفروشی‌های نسل اول و نسل دوم بوده‌اند و در عمل از عطش جوانان به خواندن كتاب‌های سانسور شده و ممنوع، اطلاع دارند، با چاپ كتاب‌های ممنوع ـ با جلد سفید (هم به دلیل پنهان‌كاری از تعقیب حكومت و هم به دلیل فرار از پرداخت حق‌التألیف به صاحبان اثر) ـ وارد عرصه نشر كتاب می‌شوند.&nbsp;<br>بخش عمده فعالیت‌های انتشاراتی در ماه‌های اول انقلاب،در تیول این جوانان است. یكی از آنان، با یك حركت انقلابی، حتی یكی از كتابفروشی‌های امیركبیر را ـ كه خود در آن فروشنده بود ـ قبضه كرد و نام آن را به نام «انتشارات خلق» تغییر داد و فروشگاه را از آن خود ساخت. (بعدها كه مؤسسه انتشارات امیركبیر به دست بنیاد مستضعفان مصادره می‌شود، این فروشگاه هم از دست این جوان خارج می‌گردد).&nbsp;<br>با استعفای دولت موقت و سخت‌گیری وزارت ارشاد ـ پدیده كتاب‌های «جلد سفید» فروكش می‌كند، اما تعداد بی‌شماری از همین جوانان، همراه با جوانان دیگری كه جاذبه كار نشر، دامانشان را رها نمی‌كرده است، به صورت نسل سوم ـ و با داشتن جواز نشر از طرف وزارت ارشاد، پا به میدان می‌گذارند. نام‌هایی چون:&nbsp;<br>انتشارات روشنگران، دماوند، فرزان، فرهنگ معاصر، رسا، هیرمند، كتاب‌سرا، نشر آزمون، نشر مركز، طلایه، پرواز، نشر گفتار، نشر خرم، نشر چشمه، نیلوفر، جامی، كاوش، صابرین، طرح نو، البرز، فكر روز، حدیث، احیای كتاب و... و صدها نام دیگری كه همگی پس از انقلاب پا به عرصه وجود گذاشته‌اند. (تعداد ناشران براساس آمار رسمی هم‌اكنون از مرز ۸۰۰۰ گذشته كه بیشترین آنها متعلق به نسل سوم هستند).&nbsp;<br>اگر نسل اول ـ به دلیل موروثی بودن شغل ـ و نسل دوم ـ به دلیل فرهیختگی ناشران آن نسل ـ از یك نوع همرنگی برخوردارند، نسل سوم اما از این یكرنگی برخوردار نیست. گروهی صرفاً به دلیل اقتصادی و گروهی به دلیل آرمان‌خواهی به این صنعت روی آورده‌اند.&nbsp;<br>آنچه تا اینجا یادآوری كردم مربوط به ایران است. اما نسل سوم ناشران فارسی زبان، ادامه خود را به خارج از كشور نیز كشانده است. همان شرایط و انگیزه‌هایی كه با تغییر اوضاع و احوال اجتماعی ایران، گروهی را به صحنه نشر كتاب كشانید، گروه دیگری را ـ با یك جابجایی جغرافیایی ـ در خارج از كشور وارد این قلمرو كرد.&nbsp;<br>ناشران ایرانی خارج از كشور ادامه همان نسل سوم است. تقریباً همان عوامل و انگیزه‌هایی كه باعث پدیدار شدن نسل سوم در داخل ایران شد، همان انگیزه‌‌ها در خارج از كشور نیز صنعت نشر فارسی را به وجود آورده است كه عمدتاً در دو عامل اصلی خلاصه می‌شود:<br>آرمان‌خواهی (به معنی پیشبرد اهداف سیاسی، ملی، مذهبی و فرهنگی) و عامل اقتصادی (به معنی قلمرو تازه‌ای كه می‌تواند برای یك مهاجر، ممر معاشی را فراهم آورد).<br>نام‌هایی چون نشر باران، نشر آرش، شركت كتاب، نشر كتاب، كتاب‌سرا، نشر زمانه، نشر پازند، چشم‌انداز، نشر هنر، نشر افرا، كتابفروشی ایران، كتاب جهان، نشر افسانه، نشر نیما، انتشارات پارس، كلبه كتاب، مركز فرهنگی و كتاب نارنجستان، فرهنگ فردا، نشر ری‌را و ده‌‌ها نام دیگر به همان نسل سومی تعلق دارد كه ساقه اصلی آن در روزهای بعد از انقلاب در ایران پا گرفت و شاخه‌ای از آن اكنون از هوای مهاجرت استنشاق می‌كند.<br>تعدادی از ناشران نسل اول، زندگی را وداع گفته‌اند، برخی از آنان هنوز در میان ما هستند، برخی از ناشران نسل دوم، روی در نقاب خاك كشیده‌اند و برخی كار نشر را رها كرده‌اند ـ و از میان نسل سوم نیز تعداد بی‌شماری صحنه را ترك كرده‌اند. اما جالب آنكه این سه نسل، هم‌اكنون در كنار هم و به موازات هم، در صحنه صنعت نشر كتاب حضور دارند و به تلاش فرهنگی خود ادامه می‌دهند؛ گیرم كه تعداد نسل اول كمتر، تعداد نسل دوم بیشتر و تعداد نسل سوم بیشترین این نام‌‌ها را تشكیل می‌دهند.</p></td></tr></tbody></table> text/html 2014-02-10T20:06:46+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید موافقت با واگذاری فعالیت‌های اجرایی نمایشگاه كتاب تهران به تشكل‌های نشر http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/310 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موافقت خود را با واگذاری فعالیت‌های اجرایی نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران سال 1393 به تشكل‌های نشر اعلام كرد.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در پی ارسال نامه‌ای از سوی تشكل‌های نشر به معاونت امور فرهنگی مبنی بر اعلام آمادگی برای انجام فعالیت‌های اجرایی در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران، سید عباس صالحی موافقت خود را با این اقدام اعلام كرد.<br>&nbsp;<br>بر اساس این گزارش، معاون امور فرهنگی ضمن اعلام این موافقت خواستار تشكیل كارگروهی از مدیران معاونت و نمایندگان تشكل‌های نشر برای بررسی ظرفیت، توان و امكانات موجود در تشكل‌ها و نوع و نحوه واگذاری‌ها شد.&nbsp;<br><br>با دستور سید عباس صالحی، در پنجمین جلسه شورای برنامه‌ریزی بیست و هفتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران محمد الهیاری فومنی، همایون امیرزاده، محمد عظیمی و محمودرضا برازش مدیران تعیین شده از سوی معاونت امورفرهنگی برای تشكیل این كارگروه اعلام شدند. همچنین مقرر شد نمایندگانی از تشكل‌های نشر نیز در این كارگروه حضور یابند.</div> text/html 2014-02-10T20:06:05+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید 75 سال تنهایی بهمن فرزانه همچنان ادامه دارد http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/309 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">مراسم بزرگداشت بهمن فرزانه، مترجم پیشکسوتی که روز پنجشنبه درگذشت، باز هم در غیاب اغلب چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و هنر برگزار شد؛ فرزانه‌ای که بسیاری از کتابخوان‌های ایرانی را با آثار مطرح ادبیات جهان آشنا کرده است.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; "><div align="justify">به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم ترحیم بهمن فرزانه، بعد از خاکسپاری‌اش در روز شنبه، باز هم در غیاب گروه زیادی از صاحبان قلم و مسوولان برگزار شد. مراسمی که انتظار می‌رفت بعد از خاکسپاری وی در سکوت قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) این‌بار با حضور بیشتر اهالی ادب برگزار شود.<br>&nbsp;<br>عباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد، تنها مقام مسوول حاضر در مراسم ترحیم بهمن فرزانه، بود که البته در دقایق ابتدایی مراسم آمد. عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار انتشارات امیرکبیر، امیر حسین‌زادگان، مدیر مسوول انتشارات ققنوس (ناشر حدود 28 اثر از فرزانه)، محمد یراقچی، مدیر نشر پنجره، محمد حسینی، نویسنده و مدیر تحریریه و دبیر بخش داستان نشر ثالث، فرزاد فربد، مترجم و ناصر طهماسب، بازیگر و دوبلور پیشکسوت، نیز تنها چهره‌هایی بودند که از عرصه ادبیات و هنر به مراسم آمدند تا تنهایی‌های بهمن فرزانه را پر کنند.&nbsp;&nbsp;<br>&nbsp;<br>با این‌که گفته می‌شد اطلاع‌رسانی ضعیف و برگزاری بدون اطلاع مراسم خاکسپاری‌ بهمن فرزانه، دلیل اصلی حضور نداشتن مترجمان و نویسندگان کشورمان در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) بود اما بعد از گذشت چند روز از درگذشت فرزانه باز هم چهره‌های زیادی خود را به این مراسم ترحیم وی در مسجد پیامبر اعظم(س) خیابان شریعتی نرساندند. در حالی که در دوران بیماری بهمن فرزانه و به ویژه بعد از مرگ این مترجم، در رسانه‌ها و حتی شبکه‌های اجتماعی بسیار از او نوشتند و از تنهایی این مترجم فرزانه سخن گفتند، اما باز هم فرزانه تنها ماند تا تاییدی بر این نکته باشد زندگی و مرگ مترجم «صد سال تنهایی» با تنهایی گره خورده است.&nbsp;&nbsp;<br>&nbsp;<br>محمد یراقچی، مدیر نشر پنجره، تنها سخنران این مراسم بود که دقایقی کوتاه درباره این مترجم فقید چنین گفت: «بهمن فرزانه را بیشتر به خاطر ترجمه‌هایش، به ویژه «صد سال تنهایی» اثر گابرییل گارسیا مارکز می‌شناسند. من تقریبا با اطمینان می‌توانم بگویم در آینده‌ای نه چندان دور، او را با داستان بلند «چرک‌نویس» هم خواهند شناخت زیرا این اثر ساده اما عمیق، هنوز مورد نقد و تفسر واقع نشده است. مطمئنا آن را در آینده بیشتر کندوکاو و بیشتر درک می‌کنند. به هر حال «چرک‌نویس» خود بهمن است، بدون هرگونه حشو و زوائد. کسانی که می‌خواهند او را تمام قد ببینند، چرک‌نویس را بخوانند.»&nbsp;<br>&nbsp;<br>او در ادامه بخشی از کتاب «چرک نویس» را خواند: «گذشت زمان را از درخت‌های ارغوان درک کردم. انگار همین دیروز بود که او کرسی گذاشته بود و حالا می‌بینم که بار دیگر در ایوان نشسته‌ام و هوا هم به طور محسوسی گرم شده است. زمان چه به سرعت می‌گذرد، گاه به یاد چیزی می‌افتی و به خودت می‌گویی پنج سال پیش بود؟ و بعد که حساب می‌کنی می‌بینی بیست و پنج سال پیش بوده است! انگار کسی تقویم را تندتند ورق زده است. ک خط در میان رفته است. جا انداخته است. می‌بینی که در عرض چند سال، آری فقط چند سال، یک مرتبه از ده سالگی به هفتاد سالگی رسیده‌ای. می‌بینی که خودت از پدرت، از مادربزرگت پیرتر شده‌ای. کسانی که وقتی چهل پنجاه سال داشتند تو خیال می‌کردی سالخورده هستند!...»&nbsp;<br>&nbsp;<br>فرزاد فربد، مترجم و ناشر، که مدتی با نشر پنجره، یکی از ناشران آثار بهمن فرزانه، همکاری می‌کرد در حاشیه مراسم درباره وی گفت: آقای فرزانه مردی اهل ادب و هنر بود، به جرات می‌توان گفت او کاملا سینماشناس و موسیقی‌شناس بود و دیالوگ برخی از فیلم‌های کلاسیک، مثلا کارهای تنسی ویلیامز را از حفظ بود.&nbsp;&nbsp;<br>&nbsp;<br>مسلما صد سال تنهایی و «عشق در زمان وبا» دو اثر شاخص آقای فرزانه در حوزه ترجمه بود اما معتقدم «عشق در زمان وبا» ترجمه بسیار پخته‌تری بود و در مقایسه با سایر ترجمه‌هایی که از این کتاب شد، می‌توان آن را بسیار برتر دانست.&nbsp;&nbsp;<br>&nbsp;&nbsp;<br>در بخشی از این مراسم نیز متنی در وصف زندگی فرزانه خوانده شد: «او در طول عمر خود، 80 کتاب را ترجمه کرد. استاد فرزانه گرچه 50 سال در اروپا زندگی کرد و به زبان‌های ایتالیایی، انگلیسی، اسپانیایی و فرانسه تسلط داشت اما عشق به ایران و زبان فارسی همیشه در وجودش شعله‌ور بود. به راستی مایه افتخار ایرانیان است که بخشی از خاطراتشان با خواندن کتاب‌های استاد بهمن فرزانه گره خورده است. وی انسانی سرشار از استعداد و گذشت بود و حضورش در هر محفلی می‌درخشید. فقدان او ضایعه بزرگ است زیرا شاید سال‌ها طول بکشد که فرزانه‌ای دیگر پا به دنیای ادبیات و هنر ایران بگذارد.»&nbsp;<br>&nbsp;<br>بهمن فرزانه، مترجم ایرانی، صبح روز پنجشنبه، 17 بهمن بر اثر بیماری در بیمارستان طالقانی تهران درگذشت.</div></div> text/html 2014-02-10T20:05:12+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید این داستان انقلاب است؟ http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/308 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">بر روی جلد رمان «ناهید» می‌خوانیم: از شانس من همه در‌های دانشگاه تهران بسته است. و ارتشی‌ها جلوی در‌ها صف شده‌اند؛ کیهان می‌گوید این‌‌ها ارتشی‌اند و با پلیس که لباس آبی‌ی تیره می‌پوشد تفاوت دارند...</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; "><div align="justify">خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمدباقر شمسی‌پور- «ناهید» عنوان داستان بلندی است در 10 فصل به قلم شهریار زمانی که انتشارات سوره مهر آن را چاپ و منتشر کرده است. قطع کتاب رقعی است و جلد کتاب طراحی نسبتاً غیرکلیشه‌ای دارد؛ چند جمله ابتدای داستان با حروف تیتر و به رنگ قرمز، به صورت برجسته و بر دو طرف جلد نقش بسته که شاید یادآور فرم و کیفیت اعلامیه‌های دوران انقلاب باشد. عنوان کتاب با همان قلم و به رنگی مشکی آمده است. این اثر ظاهراً برگزیده سومین جشنواره داستان انقلاب است.<br><br>تلاش نویسنده «ناهید» در نوشتن اثری با بن‌مایه انقلاب، شهامت‌آمیز و ستودنی است، آن هم در زمانه‌ای که خلق آثار عامه‌پسند خریداران بیشتری دارد. اما حداقلی از پژوهش و بهره‌برداری از اسناد، شواهد، استنادات، مدارک و آثار باقیمانده برای نگارش چنین اثری ضروری می‌نماید.<br><br>زبان کتاب نسبتاً روان و ساده و یکدست است و به‌جز چند مورد غلط تایپی و گویشی، اشکال عمده‌ای در زبان اثر دیده نمی‌شود.<br><br>ناهید از زبان سوم شخص مفرد روایت می‌شود و بر این اساس چارچوب روایتی را حفظ کرده است.<br><br>خط سیر داستان به خوبی رعایت شده و مسائل و اتفاقات حاشیه‌ای‌‌ـ که البته چندان هم نیست‌‌ـ انحراف و کندی در ادامه روایت ایجاد نکرده است.<br><br>داستان «ناهید» سرگذشت دختری را روایت می‌کند که همزمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در پاییز 1357، برای پیگیری قتل پدرش «اسماعیل روضه» و پیدا کردن قاتل؛ «تیمسار بهرامی» و به جریان انداختن دوباره آن پرونده، پس از سال‌ها به ایران می‌آید. در این مرحله که تا انتهای داستان ادامه می‌یابد، ناهید با رویدادها و جریان‌هایی روبه‌رو می‌شود و مخاطب، حوادثی نه چندان اصلی و عمومی را پی می‌گیرد، در انتظار اینکه در آخر، بتواند عنوان «داستان انقلاب» را بر اثر یاد شده بگذارد.<br><br>ترسیم نشدن صبغه ایدئولوژیک انقلاب، از وجوه منفی اثر است، هرچند دیگر وجوه مانند علل و عوامل نضج و رشد و پیشرفت نهضت و پیروزی آن مورد کاوش و بررسی و تحلیل قرار نگرفته است.<br><br>فضا سرد، بی‌روح، ملال‌آور و آزاردهنده است. مخاطب منتظر آگاهی از روند انقلاب و پیشرفت جریان تظاهرات و لااقل نشانه‌ای باورپذیر از وقوع قصه در زمان انقلاب است که چنین نمی‌شود. بوی لاستیک سوخته، سدمعبرهای خیابانی مردم برای مقابله با ماموران و نظامیان سرکوبگر و نیز چماق‌داران، صدای شلیک گلوله، بوی باروت و گاز اشک‌آور، صدای آژیر آمبولانس‌ها و بوق ممتد ماشین‌‌های حامل تیرخوردگان و مجروحان، تنها می‌توانست بخشی از تمهیداتی باشد که نویسنده با استفاده از آنها فضا را برای پیشبرد داستان آماده ‌کند و صحنه را برای روایت قصه و ایجاد درام بچیند.<br><br>در تصویری که نویسنده از محله‌های تهران در پاییز 1357 نمایش می‌دهد، پاسبان‌ها (تعبیر نویسنده) بر سر کوچه‌ها و گذرها در حال گشت‌زنی، آن هم به صورت انفرادی دیده می‌شوند و کوچه‌ها و خیابان‌ها سوت و کورند، در حالی که دیگر در این ایام و حتی مدت‌ها قبل‌ـ مثلاً حدود مرداد و شهریور 1357ـ دیگر چنین شیوه سنتی در گشت پاسبان‌ها مرسوم و ممکن نبود؛ زیرا آنها از تحرک مردم و به‌ویژه جوانان در امان نبودند و گشت‌ها گروهی و حداقل دونفره بود و حضور محسوس‌تر و پررنگ‌تر. از این گذشته، حضور نظامیان در کوی و برزن و خیابان‌ها بود. چون اگر هنوز به یادمان باشد حکومت نظامی در سراسر کشورـ و رسماً در تهران و 11 شهر دیگرـ برقرار بود که البته هیچ اشاره‌ای به آن نمی‌شود.<br><br>نکته‌ای که در سراسر قصه آن را آزاردهنده و باورناپذیر کرده، سکوت و بی‌تحرکی و سکون است. انگار همه‌چیز و همه‌کس ایستاده تا فقط و فقط شخصیت‌های موردنظر نویسنده در حرکت باشند. به‌جز چند مورد نادر، ما اثری از مردم در گستره بزرگ تهران 1357 نمی‌بینیم.<br><br>شعارها در قصه باید شنیده و دیده می‌شد که به‌جز یکی دو مورد جزئی، خبری از آنها و همراهی‌شان برای واقع‌نمایی قصه نبود. آن چند مورد هم از شعارهای اصلی و تأثیرگذار نبود.<br><br>تنها حادثه تصویر شده و برقرارکننده ارتباط وقایع با جریان انقلاب، حضور ناآگاهانه ناهید در میان تظاهرات‌کنندگان جلوی دانشگاه تهران‌ـ ظاهراً به عنوان نمادی برای راست‌نمایی داستان و هدایت مخاطب به سمت حوادث انقلاب‌ـ است.<br><br>تصویر بسیار ابتدایی، نارسا و مبهم است. تنها یک شعار نقل می‌شود که چندان عمومیت و معروفیت نداشته است. در حالی که شعارهای اصلی مردم در زمان وقوع داستان، دیگر کاملاً مشخص شده و جا افتاده بود و هرکسی چه در تهران و شهرهای بزرگ و چه در شهرهای کوچک و روستاهای دورافتاده کاملاً آنها را از بر بود؛ چون سینه به سینه و دهان به دهان نقل می‌شد.<br><br>مخاطب داستان به‌ویژه کسی که آن دوره را ندیده، انتظار دارد داستان در فضای هیجانی و پرالتهاب انقلاب و تظاهرات و جنگ و گریزها و درگیری‌ها و رویارویی‌های گوشت و گلوله بگذرد که نویسنده کاملاً دراین‌باره و توفیق در تصویر نماهایی از آن حادثه بزرگ ناتوان و در این مورد مقصر است. تلاش‌های نویسنده در نمایش فضایی انقلابی و ملتهب و در عین حال مبارز و یکدل، کمرنگ، ناموفق و غیرحرفه‌ای است. اشکالات و ایرادهای عدیده‌ای به شیوه داستان‌پردازی و ایجاد درام در اثر وارد است که مشاهده آنها و برشمردنشان اصلاً نیازی به تخصص و تجربه و مهارت در کندوکاو نقد ندارد.<br><br>ضعف داستانی و بی‌اطلاعی از روند اتفاقات نیز نکته مهم دیگری است که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت. مثلاً صحنه حمله گاردی‌ها به تظاهرات مردم که به قول نویسنده فقط شعار می‌دادند: «قانون اساسی را، اصلاح سیاسی را، ملت نپذیرفته، چون رهبر او گفته، جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی» و به رگبار بستنشان، برای عموم کسانی که دوران انقلاب و حوادثش را تجربه کرده و در تظاهرات و درگیری‌ها شرکت داشتند، ناپذیرفتنی است. همچنین موضوع دستگیری ناهید در جریان تظاهرات و سپس انتقال بلافاصله او به جایی که دارای «بند» بوده (احتمالاً زندان) و امثالهم، نشان از بی‌اطلاعی ایشان است. چون این را دیگر همه می‌دانند که اعزام به بند، پس از محاکمه و صدور رای و طی مراحل اداری‌‌ـ هرچند صوری و نمایشی‌‌ـ امکان‌پذیر بود. یک مورد را هم سراغ نداریم که دستگیرشده‌ای حتی در درگیری مسلحانه، بلافاصله از جیپ ارتشی حاملش به بند منتقل شده باشد و با متهمان و مجرمان خاص هم‌سلول و ... و سر آخر هم بدون طی مراحل قانونی و اداری‌‌ـ حتی صوری‌‌ـ آزاد شده باشد. صحنه بازجویی‌های ناهید و پاسخ‌های مکتوب او، صرفاً شیوه‌ای ناشیانه در نقل پاره‌ای از بخش‌های داستان‌ است و این را مخاطب به‌روشنی درمی‌یابد.<br><br>ناهید، شخصیت اصلی داستان نیز، کُنشی بسیار ضعیف و ناپذیرفتنی دارد. ظاهراً نویسنده باید بر اساس اراده و قصد و کُنش ناهید قصه را پیش ببرد و جز این انتظاری نیست، اما ناهید، منفعل از جریان رویدادها و حوادث و گاه بی‌حادثگی، مجبور به واکنش است. حوادث ناهید را به پیش می‌برند، در حالی که داستان با نیت و تصمیم او‌ـ به‌رغم مخالفت مامان‌نازی‌ـ برای پیگیری قتل پدر و جست‌وجوی قاتلش جریان می‌یابد.<br><br>انگیزه قاتل از قتل و محمل قراردادن آن برای پیش بردن داستان، همچنین توصیف سایه‌افکن بودن جوّ امنیتی بر این حادثه و حتی محل وقوع آن (کتابفروشی مفید) پس از این همه سال، ناپذیرفتنی و سست‌بنیان است. رفتار اهالی محل نیز توجیه لازم را ندارد. علل و بهانه‌ها و ... دل‌بستن کیهان به ناهید و متقابلاً دل‌سپردن ناهید به کیهان اصلاً قابل دفاع نیست و نویسنده مخاطب را بی‌جواب می‌گذارد. در صفحات پایانی،‌ ناهید خطاب به کیهان می‌گوید: «تو و خونواده‌ات من را با انقلاب آشنا کردید» در حالی که چنین موضوعی در صفحات کتاب به چشم نمی‌خورد.<br><br>نویسنده، خانواده پیرنیا را خانواده‌ای دارای کنش و واکنش معرفی می‌کند، اما در خلال داستان ما عملکرد خاصی، حتی درباره کیهان و کیوان، دو پسر خانواده که اتفاقاً انقلابی، اما با دو طرز تفکر مذهبی و مارکسیستی معرفی می‌شوند، مشاهده نمی‌کنیم.<br><br>مخاطب، دلیل، نشانه و علتی برای دل بستن کیهان به ناهید، اطلاع ناهید و نظر مساعد او و خاطرخواهی متقابلش نمی‌یابد.<br><br>شخصیت‌پردازی در اثر بسیار سطحی و ناهوشمندانه است و حتی در بعضی اوقات در سیر قصه خلل ایجاد می‌کند.<br><br>حضور پژمان در هواپیمای حامل ناهید و همسفری با او گره‌گشایی نمی‌شود. همچنین وجود شهلا در قصه که آشنایی‌اش و حضورش در کنار او، با وجود داشتن همسر و فرزند، ظاهراً تنها برای نشان‌دادن خباثت شخصیت پژمان است که باید گفت رفتار و منش جنتلمنانه پژمان در برخوردهای گوناگون با ناهید و در حالات هوشیاری متفاوت، نوعی نقض غرض ایجاد کرده و ناچسب می‌نماید. شخصیت اصغر نیز همچون دیگر شخصیت‌های داستان مانند خود ناهید، کیهان، کیوان، خورشید، حاج آقا شیرازی، تیمسار بهرامی، سرهنگ مشایخ، اسماعیل روضه، دکتر شبیه، دکتر نگهبان و... به‌هیچ‌وجه پرداخته و معرفی نشده و توجیهی بر حضورشان و ایفای نقششان در داستان وجود ندارد.&nbsp;<br><br>مخاطب نمی‌تواند تشخیص دهد اصغر چگونه به مقام و جایگاهی که دارد، رسیده و ذکر تنها یک جمله از شخصیت دیگر داستان که لیاقتش او را به این سِمت رسانده، پذیرفتنی نیست. کُنش و واکنش شخصیت‌ها نیز در برابر هم و در جریان داستان روند منطقی و قابل دفاعی ندارد؛ مانند خصومت ناشناخته پژمان با خورشید و اصغر و دشمنی سست‌پایه شیرازی با پژمان و...<br><br>«ناهید» با اصرار نویسنده، دختری از فرنگ برگشته معرفی می‌شود، اما ضعف پرداخت شخصیت‌ها، اول از همه گریبان او را گرفته و بدون این که تکلیفش را با خودش و دیگران بداند، پشت سر نویسنده حرکت می‌کند.<br>شخصیت «اصغر» نیز بدون تمهیدی به حرکت درمی‌آید. ضعف پرداخت، او را هم گیر انداخته است. معلوم نمی‌شود جانبدار کی و چیست؟ حتی حق‌مداری‌اش هم برای مخاطب نچسب است.<br><br>«پژمان» با تلاش نویسنده، قاعدتاً لازم است شخصیت منفور قصه را پیش ببرد، اما با وجود این قصد، ناکامی نویسنده در ترسیم خباثت و بدذاتی‌اش فقط به چند مورد اخلاقی مرسوم در زمان وقوع قصه‌ـ آن هم برای شخصیتی وابسته به رژیم پهلوی و دربار‌ـ خلاصه می‌شود و مخاطب نمی‌تواند او را «سیاه» رنگ کند.<br><br>«کیهان» قرار بوده با تصمیم نویسنده، شخصیت انقلابی قصه باشد، اما مخاطب تا آخر داستان انتظار می‌کشد و هیچ عمل انقلاب خاصی از او نمی‌بیند که مایوسانه، او را ناموفق و ناکارآمد و منفعل می‌یابد.<br><br>علت کشته‌شدن «خورشید» نامعلوم است و نویسنده دلیلی برای این کار نچیده است و بهانه‌ای‌ـ جز کار کردن او در حسینیه برای ترمیم کتیبه‌اش که نمی‌تواند بهانه مناسبی برای کشتنش باشد‌‌ـ نمی‌آورد.<br><br>نویسنده باید می‌دانست مخاطبان امروزین اثر او، عمدتاً جوانانی هستند که یکی از منافع دسترسی‌شان به چند و چون انقلاب، می‌تواند اثر مذکور باشد.<br><br>پس نگاهی گذرا به اسناد و اتفاقات مکتوب شده آن زمان می‌توانست راهگشای وی در توفیق فضاسازی مناسب باشد، مگر این که تصور کنیم این بی‌توجهی به فضای غالب صوتی، تصویری و مکان وقوع قصه، تعمدی یا به نوعی منحرف کردن ذهن مخاطب است. آوردن چند بیت یکی از سروده‌های آن دوران، در انتهای داستان، احتمال مذکور را تقویت می‌کند. در صفحات پایانی هم اثری از وجود و حضور مردم نمی‌بینیم.<br><br>در مجموع «ناهید» را شاید بتوان در زمره داستان انقلاب قرار داد، اما به هیچ وجه نمی‌توان آن را اثری موفق و مورد قبول در حوزه داستان انقلاب برشمرد.<br>اما پرسش اصلی اینجاست که چنین اثری چگونه و با چه سنجه و محکی داستان برگزیده انقلاب شده است؟<br><br>«ناهید» در قطع رقعی و 216 صفحه با شمارگان 2500 نسخه و قیمت 4 هزار و 500 تومان در سال 1391 از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شده است./<br><br>منبع: نشریه کتاب هفته</div></div> text/html 2014-02-10T20:02:19+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید مایکل باری: با یادگیری میراث ایرانی فرهنگ غرب را بیشتر فهمیدم http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/307 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">مایکل باری، استاد بخش مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون و از برگزیدگان بیست‌ویکمین جایزه جهانی کتاب سال گفت: هر چه بیشتر تمدن و زبان فارسی را یاد گرفتم، فرهنگ غرب را بیشتر فهمیدم.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مایکل باری، استاد بخش مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پرینستون معتقد است که مینیاتور کلید عرفان و تمدن ایرانی است.&nbsp;به باور او، تفکر در مینیاتور ایرانی همان تفکر شعر ایرانی است و این هنر&nbsp;بیننده را به عمیق تر شدن در شعر دعوت می‌کند.<br><br>مایکل باری در این باره به ایبنا گفت: مینیاتور ایرانی زبان دقیق و خاصی دارد، زیرا هر کدام از اجزای طبیعت&nbsp;در مینیاتور معنای دقیق و خاصی&nbsp; فراتر از&nbsp;معنای عام آن دارد. برای همین در کتاب نغمه پرندگان منطق‌الطیر عطار که ترجمه فرانسوی این اثر ادبی است، بیش از 200 مینیاتور ارایه شده است که من برای درک بهتر این تصاویر توضیحی&nbsp;نوشتم.<br><br>این محقق هنر اسلامی که برای بار نخست در سال 2002 و برای ترجمه کتاب هفت پیکر نظامی از فارسی به فرانسوی موفق به دریافت جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد، توضیح داد: تمدن ایرانی و ایتالیایی در یک مورد به هم شبیه هستند. در هر دو این تمدن‌ها می‌بینیم که بعد از خلق اشعار ماندگار توسط شاعران بزرگ،&nbsp; نقاشی&nbsp;به میدان می آید. به عنوان مثال در تمدن ایرانی بعد از&nbsp;حافظ و جامی، خلاقیت ایرانی در هنر و به ویژه در نقاشی خود را نشان می‌دهد و در این زمان است که شاهکارهای مینیاتور ایرانی پا به عرصه می‌گذارند. همین اتفاق را در تمدن ایتالیایی می بینیم. از قرن 12 تا قرن 14 زمان شکوفایی ادبیات و شعر ایتالیایی است. بعد ایتالیایی‌ها به خود گفتند بعد از این شعرهای بزرگ، دیگر چه بگوییم؟&nbsp;به همین دلیل شکوفایی نقاشی را هم می‌بینیم.<br><br>وی در ادامه گفت:&nbsp;منطق الطیر عطار به عنوان یک اثر ادبی کلاسیک در قرن دوازدهم هجری قمری سروده شده است و سه قرن بعد سلطان حسین به نوایی جامی سفارش کرده که خاطره عطار را جاودان کند. برای همین این اثر ادبی به خطاطی سلطان علی مشهدی و نقاشی های بهزاد مزین شد. صد سال بعد شاه عباس صفوی دستور داد که این اثر توسط بهترین مینیاتوریست‌های اصفهانی دوباره نوشته شود. این کتاب یک موزه از تمدن ایرانی است. شعر عطار که به مینیاتورهای نقاشان اصفهان و هرات مزین شده است نشان می‌دهد که مینیاتور فقط به عنوان یک آرایش سطحی نیست، بلکه تفسیر اشعار است. این اثر جمعی از میراث معنوی، متن، شعر، خط و تصویر است.<br><br>باری علت علاقه خود به مینیاتور ایرانی را نیز گفت: من 30 سال پیش با پزشکان بدون مرز به افغانستان رفتم تا به مردم کمک کنم. قبل از این، والدینم کتابی نقاشی از دوران عثمانی، صفوی به من هدیه دادند. نمی توانید تصویر کنید این تصاویر چقدر مرا تحت تاثیر قرار داد. به هر حال در افغانستان برای اینکه بتوانم با مردم ارتباط بهتری داشته باشم مجبور شدم زبان فارسی افغانی را یاد بگیرم. کم کم شروع کردم به خواندن کتاب‌هایی به زبان فارسی. بعد دیدم که دانستن الفبا برای دانستن یک زبان کافی نیست، باید افکار، فلسفه و معانی روحانی آن زبان را آموخت.&nbsp;<br><br>این پژوهشگر اضافه کرد:&nbsp;بالاخره تصمیم گرفتم فلسفه صوفی و عرفان را بیاموزم. ابتدای راه احساس بدی داشتم و با خود می گفتم چرا حتی معنای یک بیت حافظ را نمی فهمم.&nbsp;سپس دریافتم که شعر فارسی در قرون وسطی بسیار به نوع افلاطونی مربوط می‌شود. پس زبان یونانی آموختم. باید تاکید کنم هر چه بیشتر تمدن و زبان فارسی را یاد می گرفتم، فرهنگ غرب را بیشتر می فهمیدم. به عبارتی می‌خواهم بگویم که زبان فارسی در زندگی من همچون کلیدی است برای تبادل افکار و تحقیقات جهانی. برای من زبان و ادبیات فارسی همچون یک میراث جهانی است.&nbsp;<br><br>باری در خاتمه تاکید کرد: «امیدوارم ایرانی ها بتوانند رسم های تاریخی شان را با چشم و نگاهی نو ببینند چراکه در تمدنی مثل تمدن ایران در عصر عطار تا شاه عباس، امکان نداشت که هنر از معنویت و روحانیت جدا باشد».&nbsp;<br><br>باید افزود لیلی انور، مترجم منطق الطیر عطار به زبان فرانسوی این ترجمه را طی چهار سال و به سفارش انتشار دیان دو سلیه پاریس انجام داده است و مایکل باری متخصص مینیاتور ایرانی بر بیش از 200 مینیاتوری که اشعار عطار را همراهی می‌کند توضیح نوشته است. نخستین ترجمه از اشعار عطار توسط گارسن دو تاسی در سال 1863 به زبان فرانسه منتشر شده بود. /<br> <br></div> text/html 2014-02-09T09:07:24+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید تاریخچه كتاب و كتابخانه در عهد باستان http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/300 <table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody><tr><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl"><p lang="ntext"><font color="#fc6b14"><span style="font-size: 14px;"><b><br></b></span></font><b><br></b></p></td><td align="right" valign="top"><img src="http://iketab.com/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/100/0310b08d4f6ec01ff0db63dc5b0d3f9e.jpg" width="90" height="104.132231405" align="absmiddle" alt="" border="0" class="img" vspace="5" hspace="5"></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody><tr><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl"><p lang="ntext"><b>از خرابه های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی آید كه سومریان در حدود 2700 سال پیش از میلاد كتابخانه های شخصی ، مذهبی و دولتی بر پا كرده بودند</b></p></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody><tr><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl"><p lang="ntext">مشهور است كه كتابخانه « تلو» مجموعه ای متجاوز از 30000 لوحه گلین داشته است ، تمدن سومریان از 3500 سال پیش از میلاد پا گرفت و در عهد طلایی « اور » شكوفا شد .&nbsp;<br>مورخان سومری ثبت تاریخ جاری و باز سازی داستان گذشته شان را آغاز كردند . كهن ترین نظام نگارش شناخته شده « خط میخی » است و اعتبار سومری ها به سبب ابداع این خط و خدمت بزرگ آنها به بشریت است.&nbsp;<br>برای نوشتن از قلم فلزی و تیزی ( به شكل میخ ) استفاده می كردند و بر موادی چون گل نرم، عاج یا چوب می نوشتند. برای این منظور كاتبانی تربیت شده وجود داشتند و پس از نوشتن گل نرم را می پختند تا سخت شود قطعات گل پخته به صورت لوحه ، نخستین كتابهایی است كه تا كنون كشف كرده اند . چون لوحه هایی ابزار ثبت اطلاعات تجاری ، آثار مذهبی شامل دعا ها ، مناسك، علائم جادویی، افسانه های مقدس و حكایات و روایات قومی و ملی بودند.&nbsp;<br>می بینیم كه برای این لوحه ادبیات ، اندیشه های اجتماعی، سیاسی و فلسفی خود را حفظ كرده اند و در میان مواد حفاری شده از خرابه های شهرهای باستانی سومری لوحه هایی وجود دارد كه قطعات ادبی هزاران سال كهنتر از ایلیاد در آنها نقش بسته است.&nbsp;<br>سو مریان كهنترین ادبیات شناخته شده انسان را تدوین كردند( موكهر جی،1375،ص81) از تمامی متونی كه بر گل یا مواد مناسب نگاشته است و تاكنون به دست آمده در میابییم كه 95 در صد این متون به امر بازرگانی ، اداری و حقوقی ارتباط دارند .&nbsp;<br>فرهنگ سومری برای مدتی بیش از 1500 سال یعنی از نیمه هزاره چهارم تا آغاز هزاره دوم پیش از میلاد بر سرزمین« رافدین» سیطره داشت. در ازای این تاریخ ، نویسندگان سومری توانستند شمار بسیاری از متون را در مو ضوعات مختلف و در نسخه های متعدد به نگارش در آورند . برخی از افسانه های رایج مانند داستان « دلاور ناكام گیلگمشن » در نسخ های فراوان و روایت های گوناگون به جا مانده است .(استیویچ1373ص26) .&nbsp;<br>سومریان این گل نوشته ها را در معابد یا كاخهای سلطنتی یا مدارس حفظ می كردند( همان 1373ص 27) در حقیقت سومریان نخستین كسانی بودند كه این دستاوردها را به این هدف روشن یعنی حفظ آن برای نسلهای آینده ثبت كردند. به عبارت دیگر سومریا ن كسانی بودند كه به كتاب نقشی اختصاص دادند كه تا به امروز با آن در ارتباط است . بدین معنا كه دستاوردهای فرهنگی و فناوری انسان را پاس دارد و پاسخگوی اهداف قانونی و آموزشی و دیگر نیازهای روزانه او باشد. ( همان1373،ص 29).&nbsp;<br>پس از سومریان به تمدن بابلیان می رسیم . بابلیان نوشتن خط میخی و همه دانشهای ریاضی و ستاره شناسی و غیره را از سومریان آموختند . كتابخانه هایی در معابد و قصرها وجود داشتند و یكی از مهمترین و بهترین نمونه های آنها كتابخانه « بورسیپا » بود كه یكی از شاخصترین كتابخانه های عصر باستان بود. از مهمترین آثار باقیمانده از تمدن بابلیان می توان « قانون حمورابی» را نام برد.( همان1373،ص31،30) .</p></td><td align="right" valign="top"><br></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" data-find="_4" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody data-find="_3"><tr data-find="_2"><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl" data-find="_1"><p lang="ntext">كتابخانه های آ شوریان</p><p align="right" dir="rtl"></p>پادشاهی آشوریان همزمان با فرمانروایی بابلیان بود. مشهور است كه كتابداری به منزله یك پیشه به آن دوران باز می گردد . آشور بانیپال كه از سال 626 تا 668 پیش از میلاد می زیست ، نخستین مفسر كار كتابداری در نظر گرفته می شود وی در شهر نینوا كتابخانه ای بزرگ تأ سیس كرد و كاتبانی را به كتابخانه بورسیپا گسیل داشت تا لوحه های گلی را استنساخ و نوشته های موجود در آنجا به كتابخانه نینوا منتقل كنند.( یتز،1989ص4) .&nbsp;<br>«آشور بانیپال » را باید به حق كتابدار پادشاه باستانی تاریخ تمدن نامید. در تاریخ كتابخانه برای نخستین بار در كتابخانه نینوا به فهرست بر می خوریم . لوحه ها با نظمی منطقی بر حسب مو ضوع یا نوع مرتب شده و هر یك نشانه شناسایی داشت و سیاهه محتوا هر اتاقك یا حجره كه بر سر در آن كنده كاری شده بود در فهرست نیز مندرج بود . كتابخانه آشور بانیپال در نینوا تصویر كم و بیش كاملی از رشد و پیشرفت نگارش و شكل و شیوه نگهداری میراث انسانی در فرهنگ سومری ، بابلی و آشوری را طی ادوار آغاز تاریخ در اختیار می گذارد .&nbsp;<br>« گیتز» در همین ارتباط اظهار می دارد كه اگر سهم سومریان در تمدن بشر اختراع خط و نگارش و سهم بابلیان قانون بود ، عطیه آشوریان به آیندگان كتابخانه سازماندهی شده به شمار میرود. پس از مرگ آشور بانیپال كتابخانه به حیات خود ادامه داد تا اینكه در سال612 پیش از میلاد (میدی كیازاس) نینوا را تخریب كرد و پس از آن شهر تجدید بنا نشد . به همین دلیل باستان شناسان توانستند باقیمانده كتابخانه آشوریان را به همان شكلی كه سربازان میدی ترك كرده بودند كشف كنند. ( استیویچ 1373ص 42).<p align="right" dir="rtl"></p>مصریان&nbsp;<br>تمدن باستان مصریان همزمان با تمدن های سومریان و بابلی و آشوریان شكوفا شد اما كار مصریان از نظر شكل كتاب و مواد نوشتنی با آنها تفاوت بسیار داشت. ماده نوشتنی آن برگ « پاپیروس» بود . از قلم مو مانندی به منزله ابزار نگارش استفاده می شد و شكل كتاب آنها طومار پاپیروس نام داشت و نگارش آنها به خط تصویری ( هیروگلیف) انجام می گرفت ( موكهرجی 1375ص 82) .&nbsp;<br>مصریان خود كتاب را چنان بزرگ می داشتند كه گویی آن را می پرستیدند . برای مثال در یكی از متون دیدگاه ژرفی را پیرامون ارزش در سخن نگارش یافته می خوانیم :« انسان می میرد و جنازه او به خاك تبدیل می شود و همه همروزگاران او چهره در نقاب خاك می كشند و این كتاب است كه یاد او را از زبانی به زبان دیگر انتقال می دهد . نگارش سودمند تر از یك خانه ساخته شده با یك صومعه در غرب یا از یك قلعه شكست ناپذیر یا یك بت در یك معبد است».(1373ص53)&nbsp;<br>طومارهای پاپیروس معمولا در كوزه دهان گشاد ( خم) گلی یا استوانه های فلزی دارای نشانه های شناسایی نگهداری میشد. قدیمی ترین كتاب مصری و مشهور ترین كتاب عالم به نام « پاپیروس پرس» كه قبل از سال 2880 پیش از میلاد به نگارش در آمد ، اكنون در كتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود. ( موكهرجی، 1375، ص83) .&nbsp;<br>در پرتو آب و هوای بسیار مناسب مصر ، بسیاری از طومارهای پاپیروس بویژه در گورستانها و بقایای معابد و حتی در خانه های شخصی محفوظ مانده است. كتاب نگارش یافته به ورق پاپیروس در مصر شكل طومار داشت( استویچ 1373 ص55).&nbsp;<br>به نظر میرسد تنها نوشته هایی كه به تعداد فراوان در مصر استنساخ می شد و به معرض فروش می آمد مرده نامه ها بود . مرده نامه عبارت بوده است از مجموعه هایی با متون مختلف كه به سحر و جادو مربوط می شد و از آنها انتظار می رفته است كه آسایش مدفون را در گور تامین نماید. (همان،ص55)&nbsp;<br>زیباترین نمونه های این مرده نامه ها به نقاشیهای رنگارنگی زینت یافته بود كه مناظری از زندگی انسان مدفون شده را در گور نشان می داد . بسیاری اوقات گفته می شود كه این مرده نامه ها كهن ترین نگاشته های مصور در جهان هستند . این مرده نامه ها از سوی كاهنان نوشته می شد. آنها در نسخه هایی كه برای فروش در بازار فراهم می آوردند جایی را خالی می گذاشتند تا در آن نام شخص متوفا را بنویسد. نسبت مرده نامه به كل كتابها در مصر95% بود.( همان ،ص57).<p></p></td><td align="right" valign="top"><br></td></tr></tbody></table><table width="100%" border="0" cellspacing="0" cellpadding="4" data-find="_22" style="color: rgb(71, 114, 129); font-family: tahoma, Arial; font-size: 12px; line-height: 21px; "><tbody data-find="_21"><tr data-find="_20"><td align="right" width="100%" valign="top" dir="rtl" data-find="_19"><p lang="ntext">كتابخانه اسكندریه</p><p align="right" dir="rtl"></p>شاید بتوان بزرگترین دستاورد تاریخی كتابخانه دوران باستان را تاسیس كتابخانه اسكندریه مصر دانست . میان كتابخانه ها ی نینوا و اسكندریه شباهتهای قابل ملاحضه ای وجود دارد ، هر دو نهادهایی با ویژگی جهانی بودند كه شاهزادگان حاكم آنها را بنیاد نهادند هر چند اختلافات زیادی میان مواد نوشتنی و شكل كتاب آنها به چشم می خورد . در نینوا لوحه های گلی و در اسكندریه طومارهای پاپیروس وجود داشت و چهار قرن میان بر پایی آنها فاصله بود .&nbsp;<br>سابقه تشكیل كتابخانه اسكندریه به زمانی بر می گردد كه اسكندر بر مصر تسلط یافت و دستور داد تا در كنار رود نیل شهری بزرگ به نام اسكندریه ایجاد كنند ، به دلیل علاقه فراوان وی به كتاب و هنر، بسیاری از عالمان و دانشمندان در آنجا جمع شدند . پس از مرگ اسكندر بطلمیوس اول جانشین وی شد و دستور داد تا بزرگترین كتابخانه آن زمان در اسكندریه ساخته شود در آنجا دو كتابخانه به وجود آمد اولی در ناحیه ای به نام« موزه» كه حدود200 هزار طومار پاپیروس داشت به عنوان بخش اساسی آكادمی دانشمندان و با حمایت بطلمیوس اول ساخته شد. مشهور است كه هر كشتی ای كه در بندر اسكندریه لنگر می انداخت كتابهای داخل آن را به كتابخانه برده و پس از استنساخ از روی آن به داخل گشتی بر گردانده می شد. در هنگام حمله و تسلط رومیها ، این كتابخانه حدود 700 هزار طومار پاپیروس داشت كه از سراسر جهان گردآوری وبه زبانهای مصری ، لاتین و دیگر زبانها نوشته شده بودند- دومین كتابخانه در اسكندریه در ناحیه« سراپیوم » كه بطلمیوس سوم آن را ایجاد كرده بود در معبد« سراپیس» قرار داشت كه در حدود100 هزار طومار پاپیروس داشت.( مزینانی 1379ص98) .&nbsp;<br>از زمان سقوط اسكندریه تا كنون از نظر اندازه چنین مجموعه ای حتی در فرهنگ غربی یا در دوره فرهنگی هم تكرار نشده است . كتابخانه های اسكندریه نظر مردان مشهور تاریخ را به خود جلب نمودند . در میان كتابداران آن می توان از« دمتریوس، زنودوتوس، اراتوستن، آپولونیوس، كالیما خوس» و بلند مرتبگان دیگر را نام برد.&nbsp;<br>روشن است كه كتابداران اسكندریه دانشوران بزرگی بودند و كتابداری كار فرعی آنها به شمار می آمد . آنها به گرد آوری كتابها و منابع اصیل می پرداختند ، آنها را فهرست نویسی می كردند و به تهیه « كتابشناسی ها» دست می زدند. همچنین ویرایش كتابها ، ترجمه آنها، نوشتن ادبیات و آثار خود و سرپرستی مركز كتابت را نیز بر عهده داشتند . به قولی در تاریخ كتابداری زمانی بود كه كتبداران از بیشترین حرمت و احترام بر خوردار بودند . افرادی بسیار مقتدر و متولیان آموزش به شمار می آمدند. برای مشاهده اوج این دوران باید به عزت اسكندریه باستان اندیشید ( موكهر جی 1375ص84) .&nbsp;<br>كتابخانه موزه را 47 سال قبل از میلاد مسیح « ژولیوس سزار» رومی به آتش كشید. كتابخانه سراپیوم نیز تحت سلطه « تئو دوسیوس كبیر» 395 سال بعد از میلاد كه بسیاری از معابد بت پرستان را ریشه كن كرد از بین رفت. به هر حال آنچه از كتابخانه های اسكندریه باقی مانده بود پس از فتح مصر به وسیله مسلمانان به طور كلی ازبین رفت.( 1379ص 99) .</td></tr></tbody></table> text/html 2014-02-09T08:10:41+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید رودی متی: برای خرید کتاب‌های تاریخی به ایران سفر می‌کنم http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/306 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">«رودی متی»، صاحب اثر «انحطاط صفویان و سقوط اصفهان» معتقد است، برای بررسی تاریخ صفویه باید به نسخ خطی مراجعه کرد که خوشبختانه بیشتر آن‌ها منتشر شده‌ است. بنابراین در هر فرصتی برای خرید کتاب‌های تاریخی به ایران سفر می‌کنم چون می‌توانم جدیدترین تالیفات را تهیه کنم.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; "><p align="justify">رودی متی، برگزیده بیست‌ویکمین دوره جایزه جهانی کتاب سال برای کتاب&nbsp;«انحطاط صفویان و سقوط اصفهان» در زمینه مطالعات ایرانی-تاریخ ایران-عصر صفوی درباره آثاری که درخصوص تاریخ صفویه تالیف کرده است به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: سه کتاب درباره تاریخ صفویه تالیف کردم. یکی از آن‌ها را تقریبا 14 سال پیش به رشته تحریر درآوردم با عنوان «تجارت ابریشم».&nbsp;<br><br>وی افزود: دیگری درباره مواد مخدر در ایران که بنا بر حساسیتی که این موضوع دارد هنوز ترجمه نشده است، البته به فکر ترجمه کردن آن هستم و کتاب دیگر «انحطاط صفویان و سقوط اصفهان» نام دارد که ظرف یکی دو ماه آینده از سوی انتشارات نامک چاپ خواهد شد. این کتاب دوره آخر تاریخ&nbsp;صفوی را دربرمی‌گیرد و در حقیقت کاوش و تحلیلی است درباره علل و عناصر انحطاط این دودمان ایرانی از رونق زمان شاه عباس تا زوال و سقوط آن.&nbsp;<br><br>متی سپس به دلایل پرداختن به موضوع انحطاط صفویان اشاره و اظهار کرد: من همیشه از تحلیلی که دانشمندان ایرانی و خارجی درباره انحطاط این دودمان ارایه کرده بودند، ناراضی بودم. موضوعی که در سقوط بیشتر امپراتوری‌های بزرگ مطرح می‌شود این است که شاه یا ملک گرفتار فسق و فجور می‌شود، دست از لشکرکشی و حفاظت از مرزها می‌کشد، قلمرو ضعیف می‌شود و در نهایت با حمله و فشار خارجی امپراتوری سقوط می‌کند. من به‌عنوان یک تاریخ‌نویس از دید یک پدیده همه‌جانبه به تاریخ نگاه می‌کنم چراکه عناصر و ابعاد مختلفی در آن نقش دارند.&nbsp;<br><br><strong>مسایل اخلاقی باعث انحطاط سلسله صفویه نشد<br></strong><br>این پژوهشگر با اشاره به منابعی که برای تالیف این کتاب استفاده کرده است، اظهار کرد: من به‌عنوان یک تاریخ‌نویس از تمام منابع و مدارک موجود&nbsp;بهره گرفتم&nbsp;و این منابع را با یکدیگر مقایسه کردم و ابعاد مختلف جامعه عصر صفوی را مورد بررسی قرار دادم. هدفم این بود که بتوانم به درک و استنتاجی از عناصری که به این جامعه حیات داده و همچنین جنبه‌هایی از این عناصر که در طول زمان ضعیف شده، دست پیدا کنم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که تنها مسایل اخلاقی باعث انحطاط این سلسله نشد و علاوه بر این مسایل، عوامل دیگری نیز در سقوط صفویه دخیل بودند.&nbsp;<br><br>وی افزود: اختلاف بزرگی&nbsp;بین شاه عباس اول که شخصا به نقاط مختلف کشور لشکرکشی و از مرزهای کشورش مراقبت کرد با شاه سلطان حسین که تنبل، پرهیزگار و تحت‌تاثیر روحانیت بود، وجود دارد. برای بررسی دلایل انحطاط صفویان باید به این مسایل هم توجه کرد. گذشته از این مسایل مالی نیز دخیل بودند. اقتصاد شالوده یک جامعه است اما متاسفانه در بررسی تاریخ صفوی به آن بسیار کم توجه شده است. البته در این&nbsp;باره در دسترس بودن منابع بسیار مهم است. من به تمام مدارک کمپانی هند شرقی هلند در لاهه دسترسی داشتم و در تالیف کتابم فراوان از این منابع استفاده کردم.&nbsp;<br><br>متی با بیان این‌که برای انجام تحقیقات به تمام منابع مورد نیازش دسترسی داشته و نیازی برای سفر به ایران احساس نمی‌کرده است، گفت: متاسفانه درباره تاریخ صفوی آرشیو کاملی در ایران وجود ندارد چراکه افغان‌ها بیشتر مدارک و اسناد آن‌ها را در زمان حمله معروف خود، از بین بردند. شاید یکی دیگر از دلایل این امر هرج و مرجی باشد که همیشه گریبانگیر تاریخ ایران بوده است. شاهان ایران مرتبا پایتخت کشور را تغییر می‌دادند و این عدم ثبات یکی از دلایل کمبود منابع این دوره است.&nbsp;<br><br><strong>تاریخ صفویه را باید در نسخه‌های خطی جست‌وجو کرد<br></strong><br>این استاد دانشگاه ادامه داد: بنابراین برای بررسی تاریخ این دودمان باید به نسخ خطی رجوع کرد که خوشبختانه بیشتر آن‌ها منتشر شده‌اند و در کتابخانه‌های پاریس و لندن موجود است. بنابراین نیازی برای سفر به ایران احساس نمی‌کردم. البته در سال‌‌های بعد از انقلاب مشکل ویزا هم وجود داشت و همین موضوع دردسرهایی را به همراه دارد و مانع بزرگی برای سفر به ایران است. با این وجود هر فرصتی که برای من پیش بیاید برای خرید کتاب به ایران سفر می‌کنم چون می‌توانم جدیدترین تالیفات را تهیه کنم.&nbsp;<br><br>مولف کتاب «تجارت ابریشم» در پاسخ به این سوال که بازخورد این کتاب در آمریکا چه بود، گفت: باید بگویم که&nbsp;مردم عادی به سراغ این‌گونه کتاب‌ها نمی‌روند چراکه این دسته از کتاب‌ها پژوهشی، تحقیقی و تخصصی است. در میان جامعه علمی کتاب با استقبال خوبی مواجه شد، همچنین&nbsp;انتقادهای خوبی بر آن نوشته شد و تا آن‌جا که من می‌دانم هیچ نقد منفی برای آن نوشته نشده است.&nbsp;<br><br>وی سپس به بیان دیدگاهش درباره جایزه کتاب سال پرداخت و اظهار کرد: به نظر من جایزه کتاب سال ابتکار بسیار مهمی است و نشان‌دهنده این است که جمهوری اسلامی ایران به غیر از سیاست به مسایل روحی، ادبیات و تحقیقات تاریخی نیز اعتنا می‌کند. همچنین این نکته که خارجیان نیز می‌توانند در آن نقش داشته باشند، بسیار مثبت و قابل ستایش است.&nbsp;<br><br>این نویسنده هلندی‌الاصل در پایان این گفت‌وگو دیدگاهش را درباره ایران بیان و عنوان کرد: ایران کشوری بسیار جالب و پیچیده است. تمدن آن به چندین هزار سال قبل بازمی‌گردد و پر از تناقض و نکات تعجب‌آور است. مردمانش بسیار مهربان و میهمان‌دوست‌ هستند. ایرانیان استعداد خاصی در خلق آثار زیبا دارند. متاسفانه در این سفر فرصت چندانی برای سفر به نقاط مختلف ایران را ندارم. تنها زمانی که توانستم اقامت طولانی در ایران داشته باشم، دوران دانشجویی‌ام و&nbsp;پیش از انقلاب بود که توانستم به بیشتر مناطق ایران سفر کنم.&nbsp;<br><br>پروفسور رودی متی از صفویه‌شناسان معاصر و صاحب آثاری متعددی دراین‌باره است. وی رساله دکتری خود را زیر نظر نیکی کدی در دانشگاه کالیفرنیا در موضوع تاریخ اقتصادی عهد شاه سلیمان صفوی گذراند و&nbsp;از سال 1993 تا 2011 در دانشگاه تدریس کرد. وی در حال حاضر استاد کرسی‌ روش در حوزه مطالعات ایرانی در کالج پارک دانشگاه مریلند است./</p></div> text/html 2014-02-09T08:09:48+01:00 saeedabolghazi.mihanblog.com سعید صبح ناشتا، شیخ بینا و رستم دانا http://saeedabolghazi.mihanblog.com/post/304 <div id="doc9" style="padding-top: 5px; padding-right: 5px; padding-bottom: 5px; padding-left: 5px; line-height: 16px; width: 349px; text-align: justify; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-top-style: dashed; border-right-style: dashed; border-bottom-style: dashed; border-left-style: dashed; border-top-color: rgb(240, 215, 215); border-right-color: rgb(240, 215, 215); border-bottom-color: rgb(240, 215, 215); border-left-color: rgb(240, 215, 215); border-image: initial; margin-top: 0px; display: table; color: rgb(76, 76, 76); font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; ">صبح یک روز زمستانی از آن روزهایی که خوردن ناشتایی با چای گرم لذتی وصف‌ناشدنی دارد، فرصتی شد تا صحبت‌های گرم یک استاد کارکشته و دست به قلم را بشنوم. او می‌گفت:«نگارش کتاب تولید علم نیست. علم یعنی نگارش مقاله.» او می‌گفت و من مانده بودم که چه می‌گوید.</div><div id="doc11" style="text-align: justify; line-height: 18px; padding-top: 10px; padding-right: 10px; padding-bottom: 10px; padding-left: 10px; font-family: Tahoma, Arial, Verdana, sans-serif; "><strong>خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_</strong>&nbsp;مدت‌ها بود که به گفته دکتر محمود شیخ، استاد علوم ورزشی و تربیت بدنی در آن صبح ناشتایی نخورده می‌اندیشیدم و آن‌قدر جست‌وجو کردم تا صحت گفته او به من هم ثابت شود. فهمیدم که تولید یک مقاله نه‌تنها تولید علم، بلکه مادر و خاستگاه تالیف کتاب و هر پژوهشی است.&nbsp;<br><br>او می‌گفت که «در شهرستان لار استان فارس حدود 400 دانشجوی تربیت بدنی درس می‌خوانند و می‌دانی تولید 400 مقاله علمی در یک دانشگاه یعنی چه؟»&nbsp;<br><br>استاد دانشگاه تهران می‌گفت و توضیح می‌داد که مقاله پیش از کتاب تولید می‌شود و&nbsp;بعد از کتاب هم می‌تواند آفریده شود و این یعنی علم.&nbsp;<br><br>برخلاف این‌که اغلب سال‌های متمادی طول می‌کشد تا حرف دیگران را درک کنیم، این‌بار هنوز فصل سرما کوچ نکرده است، یک نویسنده از آن سوی کره زمین می‌آید و می‌گوید که دکتر شیخ راست می‌گفت و درست.&nbsp;<br>ساعاتی تا آغاز اختتامیه جایزه کتاب سال و جایزه جهانی کتاب جمهوری اسلامی بیشتر باقی نمانده است که مصاحبه «محمد رستم» مولف کتاب «غلبه رحمت بر غضب؛ فلسفه و متن مقدس قرآن کریم نزد ملاصدرا» را می‌خوانم. می‌خوانم و به یاد آن روز ناشتایی نخورده با دکتر محمود شیخ می‌افتم.&nbsp;<br><br>هنگامی که از «محمد رستم» دکترای مطالعات اسلامی درباره بازخورد این اثر در کشور کانادا و آمریکا سوال می‌شود، می‌گوید: «بازخورد کتاب بسیار خوب بوده، به مدت یک و نیم سال کتاب چاپ شده و بیش از 12 مقاله درباره آن نوشته شده است.»&nbsp;<br><br>او نمی‌گوید نقد و تحلیل بر کتابش، نمی‌گوید کسی شرحی بر کتابی نوشته که او روانه بازار کرده، نمی‌گوید چند سخنرانی درباره کتاب او انجام شده است. رستم می‌گوید که 12 مقاله درباره کتابش نوشته شده است. به یاد دکتر محمود شیخ می‌افتم که نگارش مقاله علمی را نشانه تولید علم می‌دانست.&nbsp;<br><br>جالب این‌که موضوع کتاب او «غلبه رحمت بر غضب؛ فلسفه و متن مقدس قرآن کریم نزد ملاصدرا» بوده است، نه یک مقوله فلسفی مبتلابه غرب. آنجا، یعنی در آن‌سوی کره زمین در کانادا و آمریکا پس از انتشار،&nbsp; 12 مقاله نوشته می‌شود.&nbsp;<br><br>کار خوب را باید یاد گرفت، حتی از دورترین سرزمین، حتی از کسانی که شاید برخی از ما خودمان را برتر از آن‌ها بدانیم. اصلا خود رسول مکرم اسلام، حضرت محمد(ص) فرموده‌اند که علم را در دورترین نقطه دنیا بیابیم و علم‌آموزی را از گهواره تا لحد دنبال کنیم.&nbsp;<br><br>از صبح روزی که با دکتر محمود شیخ آغاز کردم تا غروبی که با مصاحبه «محمد رستم» گذراندم، راه زیادی نیست، اما معنایی عمیق را در خود نهفته دارد، معنایی با طعم حرف‌های سنجیده دکتر شیخ و صحبت‌های شنیدینی رستم، برگزیده جایزه جهانی کتاب سال ایران./</div>