تبلیغات
وبلاگ کتاب و کتابخوانی



نویسنده:
 بیژن علیپور

زمان مناسب برای مطالعه از جمله موضوعاتی است كه نظریه های گوناگونی درباره آن ارائه شده و بحثهای زیادی صرورت گرفته است. 

هر كس بنا بر تجربه یا تحقیق خود زمان یا زمانهای خاصی را برای مطالعه پیشنهاد می كند. به راستی بهترین زمان برای مطالعه چه موقعی است؟ چه زمانی حافظه توانایی بیشتری برای به خاطر سپاری مطالب دارد؟ در چه هنگامی از شبانه روز، مغز كارایی بالاتری دارد؟ و خلاصه اینكه در چه زمانی باید درس خواند تا بتوان حد اكثر استفاده را از درس و یادگیری برد؟ 
پاسخ به این پرسشها متفاوت است. عده ای معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زمانی مناسب برای مطالعه و یادگیری است و برعكس، عده ای دیگر عقیده دارند كه مناسب ترین زمان برای یادگیری اوایل صبح است.
گروهی كه معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، میگویند چون خواننده بعد از مطالعه می خوابد ذهن فرصت كافی برای پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبیت می گردد. لذا مطالب برای مدت طولانی تری در حافظه باقی می ماند. در واقع این گروه معتقدند از آنجا كه در هنگام خواب مطلب یا اطلاعات جدید دیگری وارد حافظه نمی شود لذا فرصت كافی برای پردازش اطلاعات وارده است. 
آنان معتقدند با این روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده می شوند و كمتر فراموش می گردند، زیرا خواب فرصتی بسیار مناسب برای ماندگاری آنها در حافظه است. 
گروهی كه مطالعه در صبح زود را پیشنهاد می كنند عقیده دارند كه یادگیری نیاز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگی دارد . این عده معتقدند با مغز خسته نمی توان چیزی را به درستی آموخت. در واقع اصل را بر آمادگی مغز می دانند. اینان بر این عقیده هستند كه چون در شب مغز استراحت كرده و شخص خستگی ذهنی ندارد لذا هنگام صبح آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقی می ماند، به همین دلیل مطالعه در اوایل صبح را پیشنهاد می كنند.

تفاوت صبح زود با آخر شب 
اخیرا عده ای از محققین نظره ای داده اند مبنی بر این كه ساعات بین 30/8 تا 30/6 بعد از ظهر بهترین زمان برای مطالعه است 
این پژوهشگران می گویند: علم جدید« علم گاه زیست شناسی» می گوید در هر ساعت از شبانه روز انسان استعداد و توانایی خاصی دارد. طبق عقاید قبلی پزشكان انسان طی ساعات مختلف شبانه روز در یك حالت تعادل پایدار به سر می برد. 
اما یافته های اخیر علم گاه زیست شناسی( كرونوییو لوژی) نشان می دهد، بدن انسان در طی شبانه روز متحمل تغییرات زیادی در این زمینه می شود و در هر ساعت از روز توانایی خاصی دارد. 
این محققین معتقدند حافظه كوتاه مدت و سرعت انتقال فكری در بیشتر افراد در ساخت آخر صبح تا اوایل بعد از ظهر به بیشترین حد فعالیت می رسد. بهترین زمان برای فعال شدن حافظه دراز مدت از ساعت30/6تا30/8 بعد از ظهر است بنابراین این اوقات زمانی بسیار مناسب برای مطالعه به شمار می رود. در ساعت آخر شب و اوایل صبح میزان حافظه دراز مدت، درك مطلب و فراگیری دروس در كمترینم حد ممكن است . 
از همین نكته باید استفاده كرد و به دانش آموزان توصیه كرد و زمانی كه حافظه دراز مدت فعالیت چندانی ندارد كم تر مطالعه كند. همچنین می گویند: میزان احساسات فرد نسبت به درد به طور كلی در طی روز افزایش می یابد و در هنگام شب به حد اكثر می رسد. طبق بررسی های انجام شده در زنان باردار نیز بیشترین شروع ساعات درد زایمان 12 نیمه شب تا 4 صبح است.


زمان دقیق مطالعه 
واقعیت این است كه هیچ زمانی به طور دقیق و انحصاری برای مطالعه وجود ندارد ؛ یعنی دقیقا نمی توان مشخص كرد كه در چه هنگامی باید مطالعه و در چه موقعی از آن پرهیز كرد بلكه هر وقت احساس كردید كه می توانید مطالعه كنید درس خواندن را شروع كنید. 
زمان مطالعه بستگی به خود شما دارد كه چه موقعی از نظر جسمی و روانی آمادگی لازم را دارید. اگر نسبت به زمانهای خاص برای مطالعه شرطی شده اید آن اوقات بهترین زمان مطالعه است .
فرضا اگر همیشه عادت دارید صبح ها در مكان مشخص مطالعه كنید آن زمان و آن مكان برای شما بسیار مناسب است زیرا نسبت به زمان و مكان مطالعه شرطی شده اید تا آمادگی بیشتری برای تمركز و یادگیری دارید.
به یاد داشته باشید كه بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار یا شام) مطالعه نكنید؛ زیرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سریعتر هضم گردد و در نتیجه خون كمتری به مغز می رسد و احساس خواب آلودگی به فرد دست داده و سطح هوشیاری مغز كاهش می یابد . بنابراین پس از صرف غذا كمی استراحت كرده و بعد مطالعه را شروع كنید.

شگفتی های زمان در حیات انسان 
« اكثر انسانها از نیمه شب تا شش صبح به دنیا می آیند و بین 4 تا 10 صبح بدرود حیات می گویند.»
و اما توصیه ای برای كسانی كه شدیدا غیر فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجدید سازمان كنید كارهای مشكل و فعالیت های خلاقه را صبح هنگامی كه كاملا هوشیار هستید انجام دهید و برنامه خود را طوری ترتیب دهید كه فعالیت های تحریك كننده و همكشی در طول ساعت اولیه بعدازظهر صورت بپذیرد در زیر روشهایی را عنوان می كنیم كه طی آنها می توانید با ساعت درونی تان سازگار تر و موافق تر زندگی كنید. 
9 صبح: حافظه كوتاه مدت انسان در نیمه های شب در اوج قدرت خود قرار دارد زیرا دمای بدن به پایین ترین مقدار خود می رسد و مغز در این حالت به نحو كار آیندی قادر به ذخیره اطلاعات می باشد . اما خوشبختانه حافظه كوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نیز هنوز خوب كار می كند. احتمالا این درست همان زمانی است كه شما شروع به كار می كنید و اگر چنین است زمان مناسبی است برای ملاقات های كوتاه ولی نه دیدار های طولانی؛ زیرا زمان حافظه كوتاه مدت است. 
11 صبح: حل مسائل بین اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان دیگری سهل تر انجام می پذیرد پس از آن به علت افزایش خستگی این توانایی سیر نزولی خود را طی می كند . بهترین وقت برای تصمیم گیری دشوار، حول و حوش قبل از نهار است. 
2تا 5 بعد ازظهر: حساسیت نسبت به درد در واپسین ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسیده و بالعكس در نیمه های شب به اوج خود می رسد، بنابراین بهتر است از دندانپزشك خود خود برای بعد از ظهر وقت بگیرید و از جلسات معالجاتی در ابتدای صبح پرهیز كنید. با آغاز عصر، حساسیت نسبت به درد افزایش می یابد، بنابراین اگر بایستی با دوچرخه خود به زمین بیفتید یا تزریقی داشته باشید آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهید. 
3 بعد از ظهر: حافظه بلند مدت آن نوع حافظه ای است كه در موقع به خاطر آوردن وقایع دیروز یا ماه های گذشته از آن استفاده می كنیم و در حدود 3 بعد از ظهر بیش از هر زمانی با كارآیی عمل می كند. اگر بایستی مطلب مهمی را به خاطر بسپارید این ساعت وقت آن است. 
4تا 8 بعد از ظهر: سرعت واكنش در ابتدای روز، نسبت به هر وقت دیگری كمتر است. لیكن تدریجا بهبود یافته و بین واپسین ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترین مقدار خود می رسد . این بهترین موقع برای تایپ كردن یا بازی تنیس است. 
7 بعد ازظهر: متابولیسم در اوایل عصر بالاترین حد خود را دارا است و در ساعت اولیه صبح پایین ترین حد را . این حقیقت كه سرعت متابولیسم در نیمه های شب كاهش می یابد، به مبتلایان سرطان امید تازه ای می بخشد . سلول ها در حالت «كند» خود در مقابل داروهای خاصی كمتر آسیب پذیرند و با زمان بندی صحیح وعده های مصرف مواد ضد سرطان می توان كارایی آنها را افزایش داد. داروهای ضد آسم و مسكن ها نیز در ساعات آخر عصر مؤثر ترند و اثرات جانبی كمتری را بر جای می گذارند. اما مخاطب اصلی ما دانش آموزان ، داوطلبان كنكور و دانشجویان هستند كه باید در ساعت های مختلف با توجه به آمادگی جسمانی و ذهنی مطالعه كنند و لزوما نبایستی در یك زمان بسیار كوتاه كه شاید حافظه بلند مدت با كوتاه مدت قدری بیشتر فعال هستند، مطالعه كنند.


بنابراین با یك بر نامه سنجیده و دقیق سعی می كنید در ساعت های مختلف درس بخوانید . اما نكات اشاره شده در این قسمت را نیز رعایت كنید كه به طور خلاصه عبارتند از:

1- صبح ها بیشتر سعی در یادگیری مطالب داشته باشید.
2 -درس هایی را كه نیاز به مرور دارند ؛ ترجیحا به شب موكول كنید. 
3 - بلافاصله پس از غذا خوردن با شكم پر مطالعه نكنید. 
4 - قبل و بعد از مطالعه، حتما استراحت كنید.
5 - از روش شرطی سازی نسبت به زمان مطالعه سود جویید.


برچسب ها : بهترین زمان برای مطالعه چه زمانی است , کتاب , کتابخوانی , معرفی کتاب , کتاب خواندن , مقاله کتاب , مطالعه ,
منابع و ماخذ : بهترین زمان برای مطالعه چه زمانی است ,

امتیاز به مطلب

نظرات () نویسنده: سعید پنجشنبه 17 بهمن 1392 - 02:16 ب.ظ

مخاطبان شریعتی بیشتر شور او را گرفتند تا شعورش را!


امیر رضایی، مترجم و نویسنده گفت: مخاطبان شریعتی بیشتر شور او را گرفتند تا شعور او! ما هم مانند شریعتی باید فرزند زمان خود باشیم.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رضایی در یازدهمین جلسه از سلسله نشست‌های «تفکر از نمای نزدیک» با موضوع واکاوی اندیشه‌های دکتر علی شریعتی که با حضور امیر رضایی و دکتر فرید حاتمی عصر دیروز (دوشنبه) در خانه موزه شریعتی برگزار شد، با بیان این‌که سرگذشت دکتر شریعتی شباهت زیادی به سخنرانی او در حسینیه ارشاد درباره حضرت علی(ع) دارد، اظهار کرد: دکتر شریعتی می‌گفت که علی(ع) در جامعه‌ای زندگی می‌کرد که دچار انحطاط فکری بود و به همین دلیل اندیشه او تا زمان حیاتش ناشناخته بود و پس از مرگ او شخصیت و افکارش در جامعه شناخته شد. دکتر علی شریعتی نیز پس از مرگش به شخصیتی تاثیرگذار مبدل شد و ابهام از چهره حقیقی او زدوده شد. 

وی با بیان این‌که مخاطبان شریعتی بیشتر شور او را گرفتند تا شعور او، عنوان کرد: جامعه آن زمان دچار نوعی انسداد فکری و سیاسی بود و افکار سطح بالای شریعتی منجر می‌شد مخاطبانش او را آن‌چنان که باید نشناسند، هرچند که افرادی هم بودند که آثارش را درک می‌کردند اما می‌توان ادعا کرد که افکار شریعتی پس از زمان حیات او مورد توجه نسل‌های مختلف قرار گرفت. 

رضایی با بیان این‌که شریعتی در سه مرحله در جامعه نمایان می‌شود، اظهار کرد: مرحله نخست پس از انقلاب است که گروه‌هایی در ایران سازمان یافتند که از او به عنوان یک رهبر سیاسی و انقلابی مانند «چگوارا» و «لنین» یاد می‌کردند. در این دوره شریعتی برای فعالان سیاسی یک پیشوای سیاسی بود که گروه‌های سیاسی را متاثر از افکار او شکل می‌دادند. در این دوره نخبگان سیاسی و اجتماعی بیشتر سراغ آثار سیاسی و اجتماعی او می‌رفتند اما در بدنه اجتماع، مردم شریعتی را معلمی دلسوز و دردمند می‌دانستند. منتقدان به آرای شریعتی از دو جناح راست و چپ در این مرحله دو انتقاد به او وارد می‌کردند. جناح چپ معتقد بود که شریعتی راهی میان سرمایه‌داری و سوسیالیسم است و او را یک «خرده بورژوا» می‌نامیدند، در حالی‌که آثار او بیانگر این است که او به شدت از سوسیالیم دفاع می‌کند. جناح راست هم معتقد بود که شریعتی بانی انقلاب است و تمامی پیامدها و عواقب انقلاب را معطوف به او می‌کرد که این نقد هم نادرست است، چرا که این متفکر بزرگ با هرگونه انقلاب زودرسی مخالف بود و اعتقاد داشت که انقلاب باید با پشتوانه فکری صورت گیرد که به انحراف منتهی نشود، مانند انقلاب کبیر فرانسه که دوران جدیدی را در فرانسه رقم زد. 

این مترجم و نویسنده اظهار کرد: در دوره دوم و همزمان با جنگ تحمیلی، چهره شریعتی از قالب یک رهبر سیاسی و انقلابی خارج و به یک ایدئولوگ دینی مبدل می‌شود و اسلامیات شریعتی مورد توجه و نقد قرار می‌گیرد و مردم به آثاری مانند نیایش و حج تمایل نشان می‌دهند. در این دوره هم دو انتقاد از سوی روشنفکران دینی و غیردینی به شریعتی وارد می‌شود. روشنفکران دینی معتقد بودند شریعتی دین را ایدئولوژیک کرد. درست است که شریعتی در آثارش از مفهوم ایدئولوژی بهره می‌برد اما مقصود او از ایدئولوژی یک نظام فکری بسته نبود، بلکه منظور او نوعی آگاهی انتقادی جهت‌دار و هدف‌دار بود که به نقد فرهنگ موجود جامعه می‌پرداخت. او معتقد بود دین ثابت است و برداشت‌های ما متغیر است. 

نویسنده کتاب «یادواره یازدهمین سالگرد هجرت و شهادت دكتر علی شریعتی» افزود: روشنفکران غیردینی هم معتقد بودند که شریعتی دیو سنت را از شیشه بیرون آورده است. شریعتی دین و سنت را مترادف نمی‌داند. دین حقیقت محض است ولی سنت حقیقت محض نیست و در معرض تغییر و تحول است. 

رضایی یادآرو شد: پس از گذشت زمان از نیمه دوم دهه هفتاد، چهره شریعتی به یک شخصیت آکادمیک مبدل می‌شود و او در دانشگاه حضور بیشتری دارد. همایش و نشست‌های گوناگونی در واکاوی اندیشه شریعتی در موضوعات مختلف به ویژه جامعه شناسی برگزار می‌شود. هنوز شریعتی در دانشگاه‌ها و اندیشه دانشگاهیان حضوری پررنگ دارد و جامعه آکادمیک توجه ویژه‌ای به شریعتی دارند، چون شریعتی جزء فرهنگ ما شده است.  

وی عنوان کرد: در این مرحله دو نقد بر شریعتی وارد شد. نخست این‌که او با دموکراسی سرسازگاری ندارد. البته این حرف درست است، چون او اساسا با دموکراسی لیبرال غربی سر ناسازگاری دارد و معتقد است دموکراسی لیبرال غربی چون مقید به عدالت نیست، قدرت در دست نخبگان اقتصادی می‌چرخد و دموکراسی رای‌خوان و اصیل نیست. نقد دوم این است که به تئوری امت امامت شریعتی انتقاد می‌شود. در واقع، از زوایای مختلفی به این تئوری نگاه شده است. عده‌ای می‌گویند نگاه شریعتی کلامی و عده‌ای می‌گویند تاریخی و عده‌ای معتقدند نگاه او آرمانی است، اما این تئوری نه فقط کلامی، تاریخی و آرمانی است، بلکه بحث‌های مطرح شده از سوی شریعتی انتزاعی نیست و کاربردی است. 

نویسنده کتاب «کاربرد آیات قرآن در اندیشه دكتر علی شریعتی» اظهار کرد: در دوره شریعتی مدرنیسم در ایران و جهان حاکمیت داشت، ولی امروزه پست‌مدرنیسم حاکم است که تفاوت نسبتا کیفی از زمان حیات شریعتی به وجود آمده است. نکته مهم این است که ما هم مانند شریعتی باید فرزند زمان خود باشیم، هم‌چنان که او از اندیشه‌های سیدجمال‌الدین اسدآبادی و اقبال لاهوری الهام گرفته و با ادبیات خاص خود و اندیشه دینی این افکار را بازسازی کرده است. 

مترجم کتاب «گزارشگر افشا می‌کند» گفت: در واقع، شریعتی یک سنت فکری است و یک نگاه خاصی به عالم دارد، این سنت فکری را باید در نظر بگیریم و با مصالح آن بنیانی را پایه‌گذاری کنیم، سنت فکری که بنیانی محکم دارد و از دل تاریخ برآمده است. 

رضایی درباره وضعیت اندیشه شریعتی در آینده اظهار کرد: در آینده وجه اصلاح‌گری شریعتی برجسته خواهد شد و به نظر می‌رسد وجه اصلاح‌گری او در حوزه دین و اجتماع در کانون قرار دارد و اصلاح‌گری به قصد پیشبرد جامعه انجام شده است. اگر اصلاح‌گری مبتنی بر سنت فکری که شریعتی پایه‌گذاری کرده است، برجسته شود و این دیدگاه در همه حوزه‌ها اجرا شود، همه حوزه‌های جامعه را فرا خواهد گرفت و نهضت اصلاح، بستر تحول عمیقی را در جامعه ایجاد خواهد کرد.


برچسب ها : مخاطبان شریعتی بیشتر شور او را گرفتند تا شعورش را! , کتاب , کتابخوانی , معرفی کتاب , کتاب خواندن , مقاله کتاب , مطالعه ,
منابع و ماخذ : مخاطبان شریعتی بیشتر شور او را گرفتند تا شعورش را! ,

امتیاز به مطلب

نظرات () نویسنده: سعید سه شنبه 15 بهمن 1392 - 11:19 ق.ظ
تحلیل ها نشان می‌دهد در کشوری که کتاب‌های برگزیده جوایز به مردم معرفی نمی شود و رسانه‌ها به معرفی این آثار نمی‌پردازند و بسیاری از کتاب های معتبر جهان بسیار دیرتر از دریافت جایزه؛ ترجمه و در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد، از آمار بالای مطالعه برخوردار نیستند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، عادت به مطالعه در هر کشور متفاوت است و برای شناخت این موضوع راه‌های مختلفی وجود دارد یکی از این راه‌ها این است که بدانیم چه کشوری بیشترین شمار کتابخوان را دارد و دیگر این که چه کسانی درک بهتری از آنچه می‌خوانند، دارند. سرانه مطالعه در کشور‌های مختلف متفاوت است و در این میان برخی از کشور‌ها بیشترین درصد کتابخوان را دارند.پایین بودن سرانه مطالعه بر میزان عرضه و تقاضای تولیدات فرهنگی مانند کتاب و حتی تعداد نویسندگان تاثیر‌گذار است.
 
در این گزارش تلاش کردیم آمار سرانه مطالعه در ایران و کشور های مختلف را مقایسه کنیم و کیفیت و توجه به آگاهی و افزایش دانش را که معیار یونسکو برای تعیین سواد علمی افراد است، تحلیل کنیم تا مشخص شود معیار‌های توسعه یافتگی فرهنگی در کشور‌ها کمیت مطالعه است یا توجه به دانش‌اندوزی و افزایش آگاهی در امور مختلف زندگی؟ 


سرانه (per capita) مفهومی آماری است و اشاره به وضعیت یک متغیر یا شاخص نسبت به هر فرد در یک مکان خاص در یک دوره زمانی معین (به طور معمول یکسال) دارد و نخستین کاربرد آن در علم اقتصاد بوده است که شاخص‌هایی نظیر تولید سرانه، درآمد سرانه، تولید ناخالص سرانه، تولید خالص ملی سرانه از آن بهره‌ می‌جستند. چنین شاخص‌هایی حاصل کسری است که صورت آن جمع کل متغیر مورد بررسی و مخرج آن جمعیت ساکن در یک محل خاص است. 

سرانه مطالعه ایرانیان، میزان مطالعه مردم در طول یکسالِ معین است. این میزان می‌تواند بر حسب زمان یا تعداد عناوین مطالعه شده باشد. همچنین مخرج کسر جمعیت ایران (یا در برخی موارد جمعیت باسواد) در سال مورد بررسی است. 

آمار سرانه مطالعه در ایران همیشه با اما و اگر های زیادی همراه بوده است به طوری که این آمار در سال 1353 و با اندازه گیری نخستین سنجش سرانه مطالعه در شهرها تنها دو دقیقه در روز بوده و دومین سنجش در سال 1378 صورت می گیرد و بر اساس آن؛ اعلام می شود ایرانیان 70 دقیقه مطالعه می‌کنند و سپس این سنجش در سال 1388؛ 18 دقیقه کاهش پیدا می‌کند. 

آمار سرانه مطالعه ایرانیان در سال 91 که اردیبهشت ماه محاسبه شد، 75 دقیقه و 34 ثانیه است که 15 دقیقه و 17 ثانیه مربوط به کتاب، 21 دقیقه و 31 ثانیه برای قرآن و ادعیه، 32 دقیقه و 36 ثانیه روزنامه و پنج دقیقه و 42 ثانیه نشریه خوانی است که در هر دو فضای مجازی و فیزیکی دیده شدند و همه این آمار‌ها بر اساس سنجش های اعلام شده ازسوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور است زیرا آمار سرانه مطالعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه های خصوصی متفاوت است. 

تحلیل و مقایسه این آمار‌ها نشان می‌دهد در کشوری که کتاب‌های جایزه‌های سال، فصل، جلال به مردم معرفی نمی‌شود  رسانه‌ها به معرفی این آثار نمی‌پردازند و بسیاری از جایزه‌های معتبر جهان  بسیار دیرتر از دریافت جایزه؛ ترجمه و در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد، نشانی از آمار بالای مطالعه در میان عموم مردم وجود ندارد زیرا طبقه اهل فرهنگ و دانش به طور طبیعی کتاب می‌خوانند و با آن انس دارند اما جریان آگاهی سازی و کتاب‌خوانی باید در میان مردم عادی عرف و باب شود و ارتقاسرانه مطالعه باید با افزایش آگاهی در جامعه همراه باشد تا بتوان پیامد‌های  آن‌ها را در جامعه سنجید. 

کشوری که بزرگترین تولید کننده نویسنده در جهان است 
مردم ایسلند در سال 40 کتاب می‌خوانند كه بعد از کشور فنلاند با خواندن 47 کتاب در سال، بیشترین مردم کتابخوان را دارند و هر 10 شهروند ایسلندی در طول زندگی خود یک کتاب تالیف می‌کند که بر اساس این آمار ایسلند بزرگترین کشور تولید کننده نویسنده در جهان محسوب می شود. اگر این نکته را مدنظر داشته باشیم که فقط 100 هزار نفر در «ریکیاویک» پایتخت ایسلند زندگی می‌کنند به این نتیجه می رسیم که 10 هزار نویسنده در این شهر وجود دارد و خرید کتاب در ایسلند بیش از دیگر کشورهای دنیاست. 

بر اساس تحقیقات موسسه آمارگیری «بارومتر»اروپا، 80 درصد از مردم سوئد حداقل یک کتاب در طول عمر خود خوانده‌اند و نزدیک به 72 درصد آن‌ها به طور معمول کتاب می‌خوانند. بر اساس این تحقیق به طور متوسط 60 درصد از مردم اروپا حداقل یک کتاب در 12 ماه گذشته مطالعه کردند. این در حالی است که شهروندان شمال اروپا به طور متوسط پنج کتاب بیشتر از مردم جنوب اروپا مطالعه می‌کنند و مردم اسپانیا از جمله شهروندان اروپایی هستند که کمتر از اوقات فراغت خود برای مطالعه استفاده می‌کنند. 

آمارها نشان می‌دهد 68 درصد مردم فنلاند، 67 درصد آلمانی‌ها و 61 درصد انگلیسی‌ها، 56 درصد فرانسویان و 55درصد دانمارکی‌ها اهل مطالعه و کتابخوانی هستند و به طور میانگین یک شهروند نروژی در سال 18 و یک آلمانی 15 کتاب مطالعه می‌کند. 

فنلاندی‌ها بیشترین درک را از آن‌چه می‌خوانند، دارند 
تحقیقات سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اروپا نشان می‌دهد که مردم فنلاند بالاترین درک را از آنچه می‌خوانند،دارند. در این فهرست پس از فنلاند کشورهای کانادا، نیوزیلند، استرالیا، ایرلند، کره جنوبی، انگلیس ، ژاپن ، سوئیس، اتریش ، بلژیک ، ایسلند و نروژ قرار دارند. 

ژاپنی‌ها در دنیا رتبه نخست را از نظر عادت به کتابخوانی دارند 
بر اساس گزارش یونسکو ، ژاپن از نظر عادت به کتابخوانی جایگاه نخست را در جهان را دارد و 91 درصد از مردم این کشور به طور معمول کتاب، روزنامه و مجله می‌خوانند . برای مثال یک ژاپنی در سال بین 46 تا 47 کتاب می‌خواند و 65 درصد مردم کره جنوبی نیز عادت به مطالعه دارند. 

بر اساس آمارهای انجمن ملی تعلیم و تربیت ایالات متحده، 57 درصد از جمعیت این کشور عادت به کتابخوانی دارند و این آمار در بین جمعیت لاتین ساکن در این کشور 26 درصد است. 

گزارش مشترک وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و کار آمریکا در سال دو هزار حاکی از آن بود که بیش از یک سوم جمعیت ایالات متحده آمریکا از بی‌سوادی عملی رنج می‌برند یعنی این که اگر چه این افراد به ظاهر با سوادند ولی در برخورد با مسایل اجتماعی و کار قادر به انجام دادن درست امور و فهم آنچه که می‌خوانند، نیستند. 

سال دو هزار 27 درصد آرژانتینی‌ها یک صفحه کتاب هم نخواندند 

بر اساس نظرسنجی نشریه معتبر و پرتیراژ «کلارین»، سال 2000 در آرژانتین چهار نفر از هر 10 شهروند این کشور گفته‌ بودند که در شش ماه گذشته یک تا چهار کتاب، 15 درصد بین چهار تا پنج کتاب، 11 درصد بین شش تا 10 کتاب و پنج درصد بیش از 10 کتاب خوانده‌اند. اما در همین حال 27 درصد اعلام کردند که در این مدت حتی یک صفحه کتاب هم نخوانده اند. 

در مکزیک بر اساس تازه‌ترین بررسی‌های انجام شده 85 درصد از مردم این کشور در طول سال حتی یک کتاب هم نمی‌خوانند . یونسکو اعلام کرده است که فقط 8/2 درصد از مکزیکی‌ها عادت واقعی به کتابخوانی دارند. 

مقایسه سرانه مطالعه ایران و کشور های دیگر نشان می دهد مهم‌ترین انگیزه‌ای که باعث می‌شود ایرانیان سراغ کتاب نروند بی نیازی از مطالعه و حس دانای کل بودن افراد است. مساله ای دیگری که مردم را از کتابخوانی بی‌نیاز می‌کند وجود فضای مجازی و ایبوک‌هاست اما عاملی که باعث می‌شود، ایرانیان فقط به آمار و ارقام اشاره و بر روی آن تاکید کنند ذکر نکردن دلایل عقب ماندگی و پیشرفت کشور در زمینه صنعت چاپ و نشر و همچنین کتاب نخواندن و حتی تاکید بر آمار سرانه مطالعه بالاست که می‌تواند نقاط ضعف را در زمینه این فرهنگ آشکار نکند و فقط بر پایه آمار‌های ارایه شده این سرانه، بدون نتیجه کاربردی در کشور که همان افزایش آگاهی و سواد علمی است، تکیه شود.



برچسب ها : سرانه مطالعه چیست و چرا ملاک توسعه‌یافتگی است؟ , کتاب , کتابخوانی , معرفی کتاب , کتاب خواندن , مقاله کتاب , مطالعه ,
منابع و ماخذ : سرانه مطالعه چیست و چرا ملاک توسعه‌یافتگی است؟ ,

امتیاز به مطلب

نظرات () نویسنده: سعید شنبه 12 بهمن 1392 - 02:40 ب.ظ



نویسنده:
 بهنام گرایلى

چكیده: ابزارهاى اساسى پژوهش كتاب و كتابخانه است و كتابخانه جایگاه شایسته اى در دانشگاه دارد. اهداف ارزشمند كتابخانه در دانشگاه كمك مؤثر به آموزش و پژوهش است. ایجاد فضاى مناسب و بهره ورى بیشتر از كتابخانه نیاز به شناخت اجزا و عوامل مؤثر در آن دارد. كارشناسان مجرب معتقدند براى پویایى و تحرك كتابخانه و همچنین مسؤولیت و رهبرى درست آنها به وجود افراد كتابدار - مدیر حرفه اى نیاز است. در غیر این صورت در برنامه ریزى دقیق و اصولى كه یكى از اساسى ترین وظایف مدیر است، با مشكل جدى و یا عدم حصول اهداف كتابخانه مواجه خواهد بود. 

كتابخانه همچون باغى زیبا براى تفرج دانش پژوهان و پژوهشگران است، «الكتب بساتین العلما» (كتاب ها بوستان هاى دانشمندانند). این باغ زیبا حاصل دسترنج باغبان است. كتابخانه همچون باغ باید روحنواز باشد تا اهل دانش را به خود جذب كند. باغبان هاى گلزار علم كتابداران شریف هستند كه كتاب ها را آراسته و در دسترس تشنگان و مشتاقان علم قرار مى دهند. تسهیلات امروزى كتابخانه ها باید توسط شبكه هاى رایانه اى شكل بگیرد. كتابخانه باید تمام اطلاعات موجود خود را درون رایانه بگذارد و به اطلاعات موجود در دیگر كتابخانه هاى داخلى و خارجى اتصال یابد و به شبكه رایانه اى جهان متصل شود.

كتابخانه ها باید آموزش كار كتابدارى را در اولویت قرار دهند. در این صورت مى توان از طریق كتابخانه رایانه اى سریع تر به آن دسترسى پیدا كرد و مشكل دسترسى به كتابخانه سنتى را در اینگونه موارد نداشت. شایسته است مدیران كتابخانه هااز فنون ارتباطى و شیوه هاى اطلاع رسانى آگاهى كامل داشته باشند. مهمترین برنامه ریزى براى این كار، تربیت نیروى انسانى كارآمد است كه علوم پیشرفته كتابدارى را آموخته باشد و بتواند اطلاعات كتابخانه را درون رایانه قرار دهد. مدیران كتابخانه ها باید تربیت نیروى انسانى كتابدار را با شیوه ها و فنون مذكور مدنظر داشته باشند و نیروهاى غیركتابدار و تربیت نشده را در كتابخانه نگمارند. وجود كتابداران كارآزموده و متخصص كه مدارج علمى خود را با محك هاى عینى و تجربى همساز و قرین كرده باشند، ضرورتى است كه در فضاى كنونى وجوبش بیش از پیش هویدا و آشكار است. 

افرادى كه توانسته اند از طریق ایجاد دگرگونى در سیستم هاى راكد، بسته و ایستاى جوامع بشرى و اجزاى مختلفه اش، سیستم هاى متحرك، باز و پویا را جایگزین ساخته و از این طریق زمینه را براى بروز تحولات علمى و آموزشى هموار كنند. این كتابداران هستند كه مى توانند از طریق انتقال صحیح و مؤثر اطلاعات، در طیفى وسیع، مراجعه كنندگان را دریافتن خواسته هایشان كه در لابه لاى كتاب هاى مختلف كتابخانه مستور و پنهان است، یارى كنند. تحقیق، رسالت دانشگاه است و كتابخانه، ابزار تحقیق. هیچ دانشگاهى بدون داشتن كتابخانه اى قوى و غنى نمى تواند رسالتش را انجام دهد. از سوى دیگر، شهرت هر دانشگاهى هم به كتابخانه اش بستگى دارد و در هر اجتماعى دانشگاه ها را با كتابخانه هایشان مى شناسند.

در روزگاران گذشته به كتابخانه دانشگاهى تنها به چشم انبار مواد خواندنى كه به منظور نگهدارى جمع آورى شده بود نگاه مى كردند و نقش آن در روند آموزش ناچیز بود. لیكن تغییرات عمیقى كه در دیدگاه هاى رؤسا دانشگاه ها، پژوهشگران، استادان و دانشجویان به عمل آمده نقش كتابخانه دانشگاهى را به عنوان نیرویى فعال در تدریس و تحقیق به اثبات رسانیده است. كتابخانه دانشگاهى هم اكنون جزو تفكیك ناپذیر دانشگاه و به عنوان بخش مهم از مجموعه دانشگاهى به شمار مى رود. كتابخانه ها به عنوان اعضاى اساسى جوامع دانشگاهى مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود این، در بسیارى از موارد نقش كتابدار متخصص در مدیریت آن به وضوح از جانب اولیاى امور تعریف و تعیین نشده است.


چون امور مربوط به كتاب و كتابخانه امورى فنى و تخصصى است، مادامى كه دست اندركاران آن نامتخصص باشند كتاب و كتابخانه، شأن و منزلت خود را پیدا نمى كند و تأثیرهاى منفى آن این است كه جامعه ما جامعه كتابخوان نیست و اكثر كتابخانه ها فقط انبار كتاب است. حتى كتابخانه هاى برخى از مراكز آموزشى و علمى چنان كه باید مورد بهره بردارى قرار نمى گیرد. شایسته است در رأس كتابخانه ها كتابدار متخصص قرار گیرد تا مسائل و مشكلات امور كتاب و كتابخانه را شخصاً بررسى كند تا برنامه ریزى دقیق اعمال گردد. متخصصان در حوزه مدیریت كتابخانه ها درك بهترى از موانع موجود در كتابخانه دارند.

براى اینكه خدمات كتابخانه اى به نحو مؤثرى جریان یابند، كتابخانه ها باید تحت مدیریت مدیرانى كاردان و واجد شرایط اداره شوند تا با حداقل هزینه بیشترین خدمات را ارائه كنند. مدیران حداقل باید از توانایى هایى نظیر آشنایى با دانش و مسائل كتاب و كتابدارى، آشنایى با شبكه هاى اطلاع رسانى، آشنایى با گردآورى، آماده سازى و سازماندهى منابع و اطلاعات لازم برخوردار باشند. بدین معنا كه مدیر كتابخانه نیازمند آشنایى با كتابخانه، كتابدارى و تجارب كافى است. بنابراین داشتن مدارج و تحصیلات دانشگاهى در زمینه كتابدارى و اطلاع رسانى یكى از شرایط اصلى چنین كارى است. مدیریت كتابخانه و مركز دانش حداقل دو ویژگى عمده خاص خود دارد كه در مسائل مربوط به امور ادارى نباید آنها را فراموش كرد این دو خاصیت كه اغلب به هم آمیخته اند چنین اند:

۱. كتابخانه، مگر در مواردى معدود، پاره اى از یك سازمان بزرگتر است. اندامى است از یك پیكر. خود واحدى جدا نیست. كتابخانه دانشگاهى جزئى از مؤسسه آموزشى است. این ویژگى ایجاب مى كند كه كتابخانه، تابع عواملى خارج از حوزه خود باشد كه مستقیماً بر امور ادارى آن اثر دارند ولى كنترل مستقیم آنها خارج از اختیار آن است. مسائل، هدفها و خدمات كتابخانه ها از سازمان هایى كه خود پاره اى از آنها هستند جدایى ناپذیر است.

۲. كتابخانه مؤسسه اى غیرانتفاعى است. هیچ كتابخانه اى با سود مالى بیشتر و زیان كمتر سر و كار ندارد. پیشرفت كتابخانه را با معیار مادى نمى توان سنجید. با این همه نقش مدیریت را در پیشرفت كتابخانه به هیچ روى نمى توان انكار كرد. كتابخانه دانشگاهى براى آنكه بتواند وظایف بزرگ خود را در امور آموزشى انجام دهد باید توسط كتابداران متخصص اداره شود. رئیس كتابخانه باید فردى با ذوق و داراى قوه تخیل و ابتكار بوده و نسبت به اداره امور كتابخانه درك صحیح از علوم ذیربط داشته باشد تا بتواند بهره بردارى از كتابخانه را با برنامه سازمان مادر هماهنگ سازد. همچنین باید فردى بصیر و مورد اطمینان بوده، بردبارى و وسعت نظر داشته باشد، صداقت، درستى و ایمان به حرفه كتابدارى نیز از دیگر صفات لازم است.


شناخت اهداف كتابخانه، شناخت جامعه اى كه كتابخانه به آن خدمت مى كند، نوع منابعى كه كتابخانه جمع آورى مى نماید، نوع و گروه كارمندان و روحیات آنها و سایر امكانات نظیر مسائل مالى و تجهیزات و... باید مدنظر وى قرار گیرد و به درستى شناسایى شوند. شناسایى این عوامل در صورتى ممكن است كه خودش تخصص كافى در امور كتاب و كتاب دارى داشته باشد. در این صورت است كه رئیس كتابخانه باید كارها را طورى تنظیم و طرح ریزى كند كه بتواند راهى را كه كتابخانه براى ارائه خدمات و تكامل در پیش دارد براى مراجعان و كارمندان كتابخانه توجیه نماید. مى گویند كتابخانه قلب دانشگاه است.

بنابراین اگر این قلب راه افراط و تفریط را در پیش گیرد و یا به طور منظم و دقیق كار نكند، با ایجاد كوچكترین خللى این نارسایى ملموس مى شود و به طور مستقیم یا غیرمستقیم به خدمات اصلى آن كه آموزش و پژوهش باشد، خدشه وارد مى سازد. مدیریت از عوامل اصلى موفقیت، توسعه و پیشرفت هر سازمان و نهادى است و اهمیت آن تا حدى است كه اگر از كامیابى یا عدم آن در یك سازمان سخن به میان آید، ابتدا پرسیده مى شود: مدیر كیست؟ كه مدیر ركن اساسى در بهره گیرى مطلوب از نیروى انسانى، تجهیزات و غیره مى باشد و اگر عناصر فرایند مدیریت كتابخانه براساس آن تقسیم بندى شود مشتمل بر: برنامه ریزى، سازماندهى كارگزینى، هدایت و رهبرى، هماهنگى، كنترل، گزارش دهى، بودجه بندى، تصمیم گیرى و اعمال آن مى باشد. 

براى انجام این وظایف به ویژه كنترل كه وظیفه اصلى مسؤول است صرفاً به كسب اطلاعات نیازمندیم كه زیربنا محسوب مى شود از آنجا كه اهمیت و اعتبار یك نهاد آموزش عالى، تا زیادى برحسب اداره كتابخانه هایش سنجیده مى شود، بنابراین، در این حیطه است كه هیچ دانشگاهى نمى تواند بدون داشتن كتابخانه منظم، كار مؤثر انجام دهد. در نتیجه، شغل مدیریت را باید یكى از مشاغلى دانست كه به دست آوردن تخصص در كتابخانه هاى پژوهشى دانشگاه را مى طلبد. هر مدیرى باید از كارها و تخصصهاى سازمانى خود اطلاعات كافى داشته باشد تا بتواند وظایف موجود در آن سازمان را بررسى كند. ایجاد این شبهه كه هر فرد غیر كتابدار قادر به اداره كتابخانه است شاید ناشى از آن باشد كه هنوز بسیارى از كتابخانه ها از قید اصول سنتى حاكم بر سازمان خود رها نشده اند، سلسله مراتب غیر منطقى و صرفاً بوروكراتیك، برخورد كتاب به عنوان یك واحد فیزیكى، و بدتر از آن، به عنوان شكلى از اموال غیرقابل استهلاك، بى توجهى به نیازهاى مراجعان و مسائلى از این قبیل سبب این اعتقاد شده است كه كتابخانه به هر حال، سازمانى است نظیر سایر سازمانها كه تنها شكل مواد تشكیل دهنده اش تفاوت مى كند و بنابراین دلیلى ندارد كه اداره اش از فرد غیر كتابدار ساخته نباشد.

براى پویایى و تحرك كتابخانه و همچنین مسؤولیت و رهبرى درست آنها به وجود افراد كتابدار و مدیر حرفه اى نیاز است. هنگام برنامه ریزى براى حل مسائل و مشكلات بخشهاى خدمات فنى، مرجع، سمعى و بصرى شركت رؤساى غیر متخصص به چشم نمى آیند و تنها در مورد سفارش مواد و منابع است كه گاهى تصمیمات قاطع سرپرستان كتابخانه اعمال مى شود. مدیران به عنوان برنامه ریزان اصلى باید از تخصص لازم در زمینه كتابدارى و اطلاع رسانى برخوردار باشند. براى كنترل یك سیستم، شناخت عناصر سیستم و خواص و روابط فى مابین آنها ضرورى است.

عناصر، خواص و روابط میان آنها در سیستم كتابخانه نیازمند دانش حرفه اى كتابدارى است. حاكمیت مدیریت غیر متخصص در كتابخانه ها به علت عدم اطلاع از روند صحیح انجام امور و بهره مند نبودن از اطلاعات تخصصى در این حوزه مسلماً به تصمیم گیریهاى غیر متناسب یا تأخیر انجام خواهد شد. مدیر متخصص قادر به افزایش كارایى و بازدهى كتابداران بوده و نهایتاً افزایش بازده كتابدار در بهره ورى بیشتر مراجعه كنندگان خدمات كتابخانه تأثیرپذیر خواهد بود. نیاز به وجود مدیران متخصص كتابدارى در كتابخانه ها به شدت محصوص است. تجزیه و تحلیل انجام شده در این زمینه این نتیجه را به دست مى دهد كه كتابخانه هاى دانشگاهى ما، فاقد مدیر متخصصند. اینك چه باید كرد؟ راه حل منطقى در شرایطى كنونى تربیت مدیر متخصص است.

انتصاب فارغ التحصیلان كتابدارى به سمت سرپرستى كتابخانه ها از به هدر رفتن نیروى متخصص كتابدار جلوگیرى مى نماید و این انتصاب در نحوه برنامه ریزى، سازماندهى، ایجاد انگیزه، ایجاد تحول و نوآورى در كتابخانه ها مؤثر خواهد بود.



برچسب ها : تخصص و مدیریت كتابخانه , کتاب , کتابخوانی , معرفی کتاب , کتاب خواندن , مقاله کتاب , مطالعه ,
منابع و ماخذ : تخصص و مدیریت كتابخانه ,

امتیاز به مطلب

نظرات () نویسنده: سعید پنجشنبه 3 بهمن 1392 - 09:39 ب.ظ
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]

آخرین مطالب

» پروفسور حسابی و یک عمر زندگی با علم و هنر و کتاب ( چهارشنبه 12 شهریور 1393 )
» کتاب سازها مشکل خودشیفتگی،‌ خودبینی و نیاز به مطرح شدن دارند ( چهارشنبه 12 شهریور 1393 )
» قله‌های موسیقی با دانش و کتاب فتح می‌شود ( جمعه 25 بهمن 1392 )
» جلد هفتم زندگی «پیامبر» در راه است ( پنجشنبه 24 بهمن 1392 )
» سال 2014 سال کتاب‌های تاریخی ( چهارشنبه 23 بهمن 1392 )
» شرایط جدید خرید کتاب در کتاب 57 ( سه شنبه 22 بهمن 1392 )
» کتابم عصای دست محققان قرآنی است ( سه شنبه 22 بهمن 1392 )
» تاریخچه ای كوتاه بر صنعت نشر در ایران ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» موافقت با واگذاری فعالیت‌های اجرایی نمایشگاه كتاب تهران به تشكل‌های نشر ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» 75 سال تنهایی بهمن فرزانه همچنان ادامه دارد ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» این داستان انقلاب است؟ ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» مایکل باری: با یادگیری میراث ایرانی فرهنگ غرب را بیشتر فهمیدم ( دوشنبه 21 بهمن 1392 )
» تاریخچه كتاب و كتابخانه در عهد باستان ( یکشنبه 20 بهمن 1392 )
» رودی متی: برای خرید کتاب‌های تاریخی به ایران سفر می‌کنم ( یکشنبه 20 بهمن 1392 )
» صبح ناشتا، شیخ بینا و رستم دانا ( یکشنبه 20 بهمن 1392 )
 
ADS

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره وبلاگ